داستان ریزش موی من!!!

 

توسط راپونزل از کانادا

وقتی 24 ساله بودم بچه دار شدم و موهام شروع به ریزش کرد....همونطور که انتظار داشتم!

 

ولی این ریزش مو  متوقف نشد و همچنان موهام می ریخت ولی موهای جدید رشد نمی کرد ، موهای من نازک تر شد و کم کم کف سرم پیدا می شد و حجم موهام هم شدیدا کم شده بود تا اینکه دیگه کمتر از نصف شد ...من به شدت ناراحت بودم....موهای من زیبایی من رو نشون میداد ...موهای بلند براق سیاهی داشتم ....ولی حالا دیگه حتی نمی تونستم تا شونه هام بلندش کنم چون خیلی نازک و کم شده بود .

 

 

همسرم وقتی بچم 6 ماهه بود ترکمون کرد ...من خیلی بهم ریخته بودم.....ریزش مو،طلاق و یه بچه کوچیک...نظرات مردم درباره ریزش مو و موهای کمم اعتماد به نفس منو پایین آورده بود ...من دیگه با دوستام بیرون نمی رفتم ، با هیچ مردی قرار نمی ذاشتم و فکر می کردم نمی تونم با این موهام که منو زشت کرده جایی برم .

دیگه می خواستم بمیرم ولی به خاطر عشق به پسرم زندگیمو ادامه می دادم . تا اینکه تو 35 سالگی با راز آشنا شدم . در ژانویه سال 2013 من تصمیم گرفتم از راز برای رشد مجدد موهام استفاده کنم ....هر روز موقعی که سر کار می رفتم برای موهای باقیمونده شکرگزاری می کردم و موقع شستن موهام این عبارتو تکرار می کردم :

" متشکرم برای موهای زیبا و سالم و ضخیمم. موهای من هر روز به صورت ضخیم ، قوی براق و ابریشمی می رویند ، هر هفته 1 اینچ رشد می کنند ، موهای من کاملا سالمن و من خوشحال و شاکر هستم که موهای قبلیمو بدست آوردم لبخند"

 

من عبارتو مدام هر روز تکرار می کردم ....موقع شستن ، رنگ کردن و برس زدن موهام

به طرز شگفت انگیزی موهای من دوباره رشد کردند ....از ژانویه تا می موهای من سالم و قوی شدند ...موهام مث قبل براق و پرپشت شده  و می تونم بهش مدل بدم ....در ژانویه موهای من بالای شونه هام بود ولی حالا در ماه می با اینکه یک اینچ هم کوتاه کردم تا مرتب شه تا وسط کمرم رشد کرده !!!

خوشحالم که تونستم با قانون جذب خودمو درمان کنم ....دیگه اعتماد به نفسمو بدست آوردم و زندگیم عالی شده.لبخند

 

لینک داستان :http://thesecret.tv/stories/stories-read.html?id=22979

 

 

/ 12 نظر / 250 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمانه

ای وااااااااااااای شادی جون. منم همین داستانو امروز برای مستانه ترجمه کرده بودم!!![گریه][نیشخند]

meri

[نیشخند]

meri

[نیشخند]

meri

عه تاییدیه پس اول نشدم[ناراحت] شادی تو هر موقع اشاره کنی بریم بزنیم تو دهنشون پایه ام[مغرور] مرسی خیلی داستان قشنگی بود اصلان من عاشق داستانمااااااااااااااااا اون مطلب روابطم خیلی دوست میدارم اگه باز ازاین مطالب روابط خوندی شادی جون به ما هم بوگووووو

سایه

[گل]شادی جان ایمیلت رو گرفتم خیلی ممنون [ماچ] حوابش رو نوشتم . این داستان مو هم خیلی خوب بود متشکر . ممنون از تلاشت

ژیلا

مرسیو خیلی عالیییییییی منم ااین مدت هی جملات مثبت واسه موهام می گم کلی تاثیر گذاشته. می شه جملات تاکیدی مثل این جملات واسه زیبایی بیشتر بگید؟؟؟

melena

kheili dastane khubi bud vagean,behem etemad be nafs va omid dad,merc[گل][لبخند]

melena

kheili dastane khubi bud vagean,behem etemad be nafs va omid dad,merc[گل][لبخند]

مهدیه

هاااااااااااااااااااااااااااا چیییییییییییییییییییییییی شدددددددددددده چیییییییییی میشنوم هاااااااااااااااا شادی بدخوا مدخوا پیدا کردی [عصبانی][عصبانی][عصبانی][عصبانی] دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتت عزیزی که اینجا رو منفی کردی و فحش میدی وجود داری بیا بیا تا خودم حالیت کنم [منتظر][منتظر][منتظر] مری آتیش کن تیز بریم حال این دوست عزیز رو هر چه زودتر بگیریم فقط چاقوتو که باهاش رودهای چن نفرو در آوردیم بیار[ابرو][ابرو] مری عجله کن که وقت تنگه بشمار سه اومدی هااااااااا مسئله ناموسیه آهان یادم اومد ببخشید وقتی غیرتی میشم دیگه هیچی حالیم نمیشه مرسی شادی جون.خوووووووو سمانه جون با دوتا ورژن که عیب نداره دوتایش کنین

نسیم

سلام من مرتب اینجا میام ولی اولین باره نظر میدم داستانت عالی بود واقعاً خسته نباشید لطفاً از این داستانها بیشتر بذارید ممنون