داستان های راز (قانون جذب )

در این وبلاگ داستان واقعی راز و موفقیت هایی که افراد با استفاده از راز یا همون قانون جذب به خواسته هاشون رسیدن از وب سایت اصلی راز (www.thesecret.tv) به صورت ترجمه شده قرار گرفته. همچنین آموزش های روزانه و هفتگی راز هم تو همین وبلاگ قرار داده می شه . امیدوارم که مطالب بتونه الهام بخش همه هم وطنای عزیزم در استفاده از قانون جذب باشه .

عشق یک شبه!!!!قلب

از سوا از سنگاپور

هزاران با از کسانی داستانهاشون رو به اشتراک می گذارند تشکر می کنم. و از تمام کسانی که باعث شدند من با کتاب راز آشنا بشم.لبخند

من به شدت از یکی از دوستانم خوشم می آمد و حدود یک سال بود که عاشقش شده بودم. من داستانهای زیادی از وبسایت راز خوندم و متوجه شدم که باید چیزی رو که می خوام رها کنم و باور داشته باشم که کائنات و قانون جذب خواستم رو برای من فراهم می کنه.

یک شب داستانی ار وبسایت راز خوندم که  شخصی که داستانش رو ارسال کرده بود به این نکته اشاره کرده بود که از کائنات خواسته بود ب نشانه ای مثل "555" یا "55" رو  بهش نشون بده و موفق شده بود. برای من خیلی جالب بود و من هم تصمیم گرفتم امتحان کنم و همان شب قبل از اینکه به خواب برم سنگ شکرگزاریم زو تو دستم گرفتم و از کائنات خواستم نشونه ای به من بده که اون هم عاشق منه. با خودم گفتم اگر عاشق من باشه، شب که من خواب هستم از واتساپ به من پیام میده.

نیمه شب که از خواب بیدار شدم دیدم پیام ساده ای با متن "سلام، چطوری" از طرف اون اومده!!!قلبقلب بعد از پیام چند روز احساس میکردم روی ابرها هستم و از ته دل از کائنات تشکر کردم.

بخاطر شرایط کاری که دوستم داشت ما نمیتونستیم زیاد با هم صحبت کنیم ولی نه تنها من نیمه شب پیام رو دریافت کردم بلکه ساعت 9 صیح هم پیامی فرستاد که عاشق منه تعجبلبخندقلب نمیتونستم باور کنم. قانون جذب واقعا کار می کنه. متشکرم، متشکرم، متشکرم کائنات...ما الان حدود دو ماه هست که وارد رابطه شدیم. دفعه بعد داستانمو به اشتراک میزارم که ازدواج کردیم.

هزاران بار تشکر می کنم از کسانی راز رو معرفی کردند. 

[ ۱۳٩٦/٤/٢۸ ] [ ۸:٢٩ ‎ق.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

پانکیل از هند

می خوام داستانم رو از ماه نوامبر سال 2013 شروع کنم.

 

من عاشق یک مرد خوش قیافه و باهوش شدم. و اون همه ویژگیهایی که من آرزوشو داشتم، داشت. مرد خوش تیپ، با هوش و دانشجوی مهندسی. همیشه می خواستم دوست*پسرم دانشجوی مهندسی باشه. اون به من پیشنهاد داد و ما یک رابطه عاشقانه و دوست داشتنی به مدت 3 ماه داشتیم. ولی به خاطر افکار منفی باعث شدم رابطمون خراب شه و  در 21 فوریه سال 2014 از من جدا شد.

من متوجه اشتباهاتم شده بودم و می خواستم اونو بر گردونم ولی نمی تونستم چون مدام اونو به خاطر اینکه قلب من رو شکسته بود و باعث زجر کشیدنم شده بود سرزنش می کردم. متوجه شدم که برای برگردوندنش باید رو خودم تمرکز کنم و مثبت باشم چون سرزنش اون فقط اوضاع رو بدتر می کرد.

 

مدام به من می گفت که رابطه دیگه تموم شده و دیگه عاشق من نیست ولی من از ته دل می دونستم که هنوز منو دوست داره و به من اهمیت می ده.

 

دیگه دنبالش نمی رفتم و بهش پیام نمی دادم ...من از 13 سالگی راز رو می دونستم و ایمان داشتم که می تونم برش گردونم پس افکارمو  رو خودم، شغلم و تحصیلاتم  متمرکز کردم .

من یک لیست و یک آلبوم آرزو درست کردم...عکس های خودم و اون رو تو آلبوم قرار دادم.هر روز 10 تا ویژگی مثبت دوستم رو می نوشتم و بابت اونها شکرگزاری می کردم. من تصور می کردم که در 1 اگوست به من زنگ می زنه و به من خواهد گفت که دلش برای من تنگ شده و همچنان دوستم داره و می خواد دوباره از نو شروع کنیم.

 

و این همون چیزیه که دقیقا اتفاق افتاد!!!!

 

اون الان بهترین دوستم، عشق زندگیم و بهترین آدمی هست که می شناسم.

من به احساسات اون نسبت به خودم شک نکردم و می دونم که دوستم داره و تنها کاری که کردم این بود که بابت رابطمون شکرگزار بودم.

الان تو دو شهر مختلف تحصیل می کنیم که زیاد دور نیستند و آخر هفته ها با هم هستیم و برای ادامه تحصیل با هم به کانادا مهاجرت خواهیم کرد. 

لبخندقلب

 

http://thesecret.tv/stories/stories-read.html?id=28388

 

[ ۱۳٩۳/٦/٢٦ ] [ ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

اگر شما افکار نیازمندی به پول را از خود ساطع کنید در نتیجه همواره نیاز به پول را جذب خواهید کرد. باید راهی پیدا کنید تا بدون پول شاد باشید. احساس لذت و شادی داشته باشید. چون اینها همان احساساتی هستند که با پول خواهید داشت...پول نمی تواند شادی را جذب کند ولی شادی می تواند پول را به زندگی شما جذب کند .لبخندقلبلبخند

[ ۱۳٩۳/٦/٢٦ ] [ ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

از دوبی!

می خوام مطلبم رو با تشکر از راندا برن و تیمش شروع کنم. متشکرم ...متشکرم...متشکرم

داستان من از اینجا شروع میشه که مردی تو زندگیم بود که هر روز با هم بودیم و تمام جزئیات زندگیمونو با هم به اشتراک می گذاشتیم. این مرد واقعا به من علاقه داشت ولی من اونو به عنوان شریک زندگیم نمی دیدم. تا اینکه یک روز از من تقاضا کرد برای همیشه با اون باشم و من جواب رد بهش دادم . اما همینکه این مرد ازم دور شد متوجه شدم اون تنها کسی بوده که من می خوام باهاش باشم... تلاش می کردم دوباره باهاش ارتباط برقرار کنم . بهش زنگ می زدم...پیام می فرستادم و ایمیل می زدم ولی هر بار خیلی بی ادبانه جوابمو می داد.

 

ناامید شده بودم تا اینکه یک روز که داشتم تو اینترنت جستجو می کردم چه جوری فرد مورد علاقمو برگردونم با سایت راز آشنا شدم. من داستان هایی رو درباره روابط و الهامات نوشته شده بود رو خوندم و نوری از امید در من ایجاد شد. البته من فیلم راز رو چند وقت پیش به اصرار همون مرد دیدم ولی اصلا ازش استفاده نکرده بودم و راهنماییهاش رو دنبال نکرده بودم.

من خودمو متقاعد کردم که حتما دستورات راز رو اجرا کنم. شکرگزاری عادتم شده بود و مدام خودم و فرد مورد علاقمو دست تو دست می دیدم....و تصور می کردم لحظات خوبی با هم داریم و حتی تصور می کردم داریم با تلفن با هم حرف می زنیم.

من یه آلبوم شکرگزاری درست کرده بودم و تاریخی که می خواستم اون به من زنگ بزنه و حتی چی می خوام بگه رو توی اون آلبوم نوشته بودم. اصلا اجازه نمی دادم افکار منفی به ذهنم بیان حتی آلبوم آرزوها هم درست کرده و عکس هایی از اینکه با هم هستیم قرار داده بودم. فقط به نتیجه فکر می کردم که با هم بودنمون بود.

این جوری رفتار کردن سخت بود ولی من مدام داستان های راز رو  می خوندم و اصلا ایمانمو به کائنات و خدا از دست نمی دادم . اصلا فکر نمی کردم چطور قراره اتفاق بیفته چون اون بخش به من مربوط نمی شد. من فقط باید به نتیجه فکر می کردم.

 

و معجزه اتفاق افتاد...

بعد از دو ماه استفاده مرتب از راز اون به من زنگ زد و حرفایی رو که می خواستم بشنوم بهم زد. و می دونم تعجب نمی کنید اگه بگم خیلی نزدیک به تاریخی که مشخص کرده بودم این اتفاق افتاد و این معجزه قانون جذبه!!! تعجبتعجبقلب

 

می خوام بگم هیچ وقت ایمانتونو از دست ندید و بدونید که راز یک جادو هست که شما رو به شادی می رسونه...به خودم قول داده بودم هر وقت فرد مورد علاقم برگشت داستانمو بنویسم و حالا اونو برای شما می فرستم و امیدوارم امید بخش شما تو رسیدن به خواسته هاتون بشه. لبخند

[ ۱۳٩۳/٤/٢۱ ] [ ٧:٢٦ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

این شعر زیبای مجتبی کاشانی رو امروز استادم تو آخرین جلسه خوندن...خیلی قشنگ بود...دوست داشتم برا دوستامم بزارم ...لبخند 

 

هیچ‌کس جز تو نخواهد آمد

هیچ‌کس بر در این خانه نخواهد کوبید

شعله روشن این خانه تو باید باشی

هیچ‌کس چون تو نخواهد تابید

چشمه جاری این دشت تو باید باشی

هیچ‌کس چون تو نخواهد جوشید

سرو آزاده این باغ تو باید باشی

هیچ‌کس چون تو نخواهد رویید

باز کن پنجره صبح آمده است

در این خانه رخوت بگشای

باز هم منتظری؟

هیچ‌کس بر در این خانه نخواهد کوبید

و نمی گوید برخیز

که صبح است، بهار آمده است

خانه خلوت‌تر از آن است که می‌پنداری

سایه سنگین‌تر از آن است که می‌پنداری

داغ، غمگین‌تر از آن است که می‌پنداری

باغ، غمگین‌تر از آن است که می‌پنداری

ریشه‌ها می‌گویند

ما تواناتر از آنیم که می‌پنداری

هیچ‌کس جز تو نخواهد آمد

هیچ بذری بی تو

روی این خاک نخواهد پاشید

خرمنی کوت نخواهد گردید

هر کجا چرخی بی‌چرخش تو

هر کجا چرخی  بی چالش و بی‌خواهش تو

بی‌تواناییِ اندیشه و عزم تو نخواهد چرخید

اسب اندیشه خود را زین کن

 تک‌سوار سحر جاده تو باید باشی

و خدا می‌داند

که خدا می‌خواهد تو «خودآ»یی باشی

بر پهنه خاک

نازنین

داس بی‌دسته ما

سال‌ها خوشه نارسته بذری را بر می‌چیند

که به دست پدران ما بر خاک نریخت

کودکان فردا

خرمن کشته امروز تو را می‌جویند

خواب و خاموشی امروز تو را

در حضور تاریخ، در نگاه فردا

هیچ‌کس بر تو نخواهد بخشید

باز هم منتظری؟

هیچ‌کس بر در این خانه نخواهد کوبید

و نمی‌گوید برخیز

که صبح است، بهار آمده است

تو بهاری آری

خویش را باور کن   
 
 
 
 
 
 
 

[ ۱۳٩۳/٢/۳٠ ] [ ٩:٢٥ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

سلااااااااام....من اومدم قلب

این داستانو یکی از دوستان تو قسمت نظرات گذاشته بودن...گفتم شیر کنم همه دوستان ببیننلبخند

با سلام خدمت دوستان عزیز من یه تجربه خیلی باحال از راز دارم و دوست دارم شما هم از تجربه من لذت ببرید . 5 سال قبل من سرباز یکی از پادگانهای آموزشی شیراز بودم و به سربازها جدید , آموزش نظامی میدادیم . اواسط خدمت با یه سرباز آموزشی که ساکن کیش بود برخوردم و برام جالب بود که یه سرباز کیشی دارم . توی پادگان یه باغ بزرگ اناری داشتیم و من عادت داشتم بعضی شبا تنهایی توی باغ قدم بزنم و اونشب خاص , رفتم توی باغ اناری و با تمام حس هام رفتم تو فکر ... و با خودم میگفتم خدایا میشه منم تو کیش باشم خونه داشته باشم و ماشینهای مدل بالا سوار شم و کنار دریا تفریح کنم و .... راستی من تا اون زمان فقط اسم و آوازه کیش رو شنیده بودم اصلا نرفته بودم کیش ... خلاصه اونشب حدود یک ساعت خودمو تو کیش میدیدم و خونه داشتم و با ماشینم باکلاسم کنار دریا لذت میبردم انگار همش واقعی بود ... من خدمتم تموم شد و سه ماه بعدش یکی از دوستام زنگ زد و گفت میای کیش کار کنی ؟ منم با سر رفتم ولی اصلا یادم نبود که یه روزی آرزوشو داشتم حالا حدس بزنید بعد از 5 سال به کجا رسیدم ؟ بله ماشین اف جی کروزرم رو دارم و یه آپارتمان شیک کنار دریا دارم و یک کار بسیار عالی لبخند

با تشکر از ح.م

[ ۱۳٩۳/٢/٢۸ ] [ ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

سلام دوستای گلم....دانشگاهم شروع شده و فرصت نمی کنم بیام...امروز اومدم دیدم بعد مدت ها وبلاگ بازدید حیفم اومد آپ نکنم...لبخند

 

 

فقط و فقط روی خودتون و افکارتون تمرکز کنید اگه در هماهنگی کامل با کائنات باشید هیچ چیز نمی تونه مانع رسیدن به خواسته هاتون باشه ولی اگه فکر کنید کسی مانع رسیدن به خواسته هاتون می شه روی فرکانس منفی قرار دارین . روی ایجاد و خلق چیزهایی که می خواین تمرکز کنید و بدونید که مرکز همه اعمال الهی و بزرگ خودتون هستین و کائنات هم شریکتون هست . و هیچ چیز نمی تونه بین شما و خلق خواستتون قرار بگیره !!!

شاد باشیدقلب

[ ۱۳٩٢/۸/٢٩ ] [ ۸:۳٢ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

 

5:روشنی تصاویر تلقینی

 

مقایسه بسیار ساده زیر به شما کمک خواهد کرد تا قواعد 2 و 3 که مهم ترین موارد در این 6 قانون هستن بهتر درک کنید یک دستگاه نمایش فیلم را در برابر یک پرده ای نمایش روشن میکنیم و یک اسلایت در آن قرار میدهیم تصویر روی پرده می افتد اما در صورتی جزئیات آن  کامل مشخص و واضح خواهد بود که 2 نکته را رعایت کرده باشیم .

الف:محیط پیرامون پرده کاملان تاریک باشد. 

 

ب:نور دستگاه نیز برای روشن کردن فیلم به اندازه کافی باشد .

اگر فیلم خراب باشد حتی قوی ترین لامپ ها نیز نمیتوتنند تصویری واضح ارئه کنند متقابلا در صورتی که فیلم کاملان مناسب ولی شعاع های نوری ضعیف و دارای نوسان باشد تصویر مناسبی نیز نخواهیم داشت .

در تاثیر تاثیر روانی از راه دور جوشش وتمایل درونی نوری است که در دستگاه ایجاد میشود و تاثیر روانی همان اسلاید است بنابراین بهتر است در تشکیل تصاویری که مایلیم به شخص مورد نظر منتقل بسازیم دقت زیادی به کار ببریم به خصوص در صورتی که بخواهیم این تصاویر از میان سایر افکار معمولی شخص مورد نظر به صورت تلقینی غالب به وی تحمیل شود .  

 

اما در صورت مجسم نکردن یک تصویر بسیار دقیق از مراحل متوالی یک تغییر فکری تنها ترکیبات کم و بیش نامتعالی به دست خواهد امد که کاملا رضایت بخش نیست و اگر این کار در رابطه با یک تلقین عمل انجام شده باشد تحریکات عمدی به نحو موثری دنبال نخواهد شد.

 

6 قدرت انتشار:

 

از سوی دیگر  حتی اگر ارائه افکار بطور دقیقی انجام شود تنها طرحی گنگ اثرات در ذهن شخص مورد تلقین ایجاد خواهد شد برای به دست اوردن یک انتشار قوی باید میل غیر قابل مقاومت یا یک ارده یا یک هیجان شدید یا یک میل مفرد نیز همراه با آن باشد وحتی میتوان گفت که یک تمایل خالص و ساده اگر شدید و دقیق باشد بهتر از تمرکز فکری صرف تاثیر میگذارد.

 

من برای اولین بار حدود 15سال پیش این مسئله را در ازمایشگاه شناخته شده ای دریافتم این ازمایش شامل وادار کردن فردی برای به عقب برگشتن از طریق ثابت کردن نگاه بر روی گردن او و اجرای دستور روانی بود مانند همه انهای که این تجربه را انجام دادن من نیز در طول سالیان متوالی بارها و بارها نگاه و توجه ام را 10 تا 15 دقیقه بدون دست یابی به هیچ گونه نتیجه ای برای ین کار متمرکز کرده ام اما شبی در سالن یک سینما در فاصله انتراک به گردن و شانه های یک تماشاچی خیره شدم که چهره اش کنجکاوی شدیدی بر انگیخته بود در مدتی که من خطوط صورت او را در تخیلات خویش تجسم میکردم ناگهان شخص مورد نظر با یک حرکت اشکار عکس العمل نشان داد در نقطه ای که من به آن خیره شده بودم لرزشی ایجاد شد دست وی که به نظر میامد که میخواهد چیزی را که با پوست تماس ایجاد کرده بگیرد بالا امد و سپس سر وی به عقب چرخید نگاه گزنده اش به من نشان میداد که علت ناراحتی اش را درک کرده است این مسئله ظاهرا نا مفهوم تمام موضوعاتی را که در ازمایش های قبلی ذکر شدن در بر میگیرد قدرت انتشار تاثیر روانی از راه دور با میل و علاقه که برای انجام آن وجود دارد نه تنها در ارتباط است بلکه این میل و علاقه شرط اصلی تاثیر آنها است 

به هیجان امدن مرکز احساسات با مراکز مغز ارتباط پیدا میکند در نتیجه این قسمت نیز فعال شده و نوسانات خود را به شدت ساطع میکند .

 

 تفاوتی نمیکند که منظور یک ارتباط روانی به یک همکار باشد یا اینکه بخواهیم یک فرد را تحت تلقین قرار داده یا در فاصله دور در فردی خواب مصنوعی ایجاد کنیم یا روی ترکیبات فکری فرد ثالثی تاثیر بگذاریم به هر حال دو شرط تجسم دقیق نتیجه مورد نظر و میل و علاقه برای به دست اوردن آن از سایر قوانین مهم تر است.

                                                                                               ادامه دارد...

[ ۱۳٩٢/٦/٩ ] [ ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ ] [ meri ]

[ نظرات () ]

 

1:توافق روحی 

حدود یک قرن پیش وقتی که فرضیه های مربوط به تلفن بی سیم ارائه شد برای همگان بی معنا به نظر میرسید در حالی که امروزه میتوان با استفاده از یک گیرنده رادیوی در محلی بسته و از ورائی دیوارهای ضخیم کنسرتی را که در محل بسیار دور اجرا میشود شنید اکنون به راحتی میپذیریم که امواج رادیوی به صورت موج منتشر میشود و به اندازه کافی قدرت نفوذ دارد تا از دیوارها عبور کند حال اگر این امواج را عطری یا اسیری بنامیم و یا به هر شکل دیگر توجیه کنیم  هر چه هست این امواج وسیله نقلیه ی محسوب میشود که همه جا را در گرفته اند و صدای خارج شده از دیوار ها نیز وجود انها را مورد تایید قرار میدهد احتمالا به شکل مشابهی اگر نگویم یکسان روزی فرا خواهد رسید برای پدیده های تاثیر روانی از راه دور توجیه قابل قبولی ارئه شود توجیهی که نظریه های ارائه شده توسط مکتب های علوم  خفیه را تایید خواهد کرد در واقعه اینگونه به نظر میرسد که روان ما در اقیانوس نامرئی و بی انتها شناور بوده در حال ارتباط با روان افرادی است که انها نیز در این اقیانوس شناورن امروزه یک کودک میتواند با چرخاندن پیچ های یک دستگاه ترانزیستور به راحتی آن را بر روی یک طول موج خاصی تنظیم کند به این ترتیب او دستگاه را با نوسان ایستگاه مورد نظرش هماهنگ میکند و در نتیجه خواهد توانست کلیه امواج آن را دریافت کند اغلب رویداد مشابهی بین دو فرد نزدیک بهم که محبت و دوستیشان انها را از لحاظ دوستی به یک دیگر مرتبط میسازد اتفاق بیوفتد در این گونه افراد افکار هریک از انها با ایجاد ارتباط از طریق تفکراتی که سعی در به وجود اوردن نتایج مشابه در طرف دیگر دارد مغز وی را تحت تاثیر قرار میدهد این پدیده گاهی اوقات با چنان دقت و نیروی و سرعتی  روی میدهد که که افکار یکی از این دو به صورت کامل در همان زمانی که فرد فکر میکند در روان دیگری منعکس میشود با مطالعه هزاران ازمایشی که در طول 50 سال اخیر انجام شده است به راحتی در میابیم که انواع ارتباطات روانی از راه دور بین افراد نزدیک بهم انجام گرفته است.

2:ارتباط روحی و گیرندگی غیر ارادی

اکنون فرض کنید میخواهیم روی فردی که با ما هماهنگی نداشته بلکه نسبت به ما بی اعتنا و یا غیر هماهنگ است تاثیر بگذاریم در این حالت به خاطر فقدان گیرندگی فوری که ایجاد ارتباط فکری را به وجود میاورد شخص تاثیر گذارنده باید اهنگی از حرکات روانی ایجاد کند که قدرت ان بیشتر از نیروی اهنگ روانی شخص مورد نظر باشد این اهنگ فکری قوی تر به تدریج حرکت فکری مورد نیاز را در ان فرد ایجاد خواهد کرد و روند حرکت خود را به او تحمیل خواهد نمود بنابراین انتقال فکر باید همراه با یک پافشاری خاص و مدت طولانی انجام بگیرد به همین دلیل برای انکه کسی شخص دیگری را در مسائل مورد نظر تحت تاثیر قرار دهد یک جلسه به ندرت کافی است بنابراین باید در تمام موارد باید این کار به صورت روزانه در یک دوره کم و بیش طولانی تکرار شود بلاخره شاید نیازی به بیان این مطلب نباشد که اگر او بخواهد در زمینیه روانی شخص تاثیر بگذارد که با موضوع مورد تلقین هماهنگی کافی وجود نداشته باشد این کار به تدریج و در سایه تلاشهای شدیدی که دائما باید تجدید شود انجام خواهد شد گفته میشود که در هند برخی از استادان یوگا قادرن در عرض جند دقیقه این ارتباط را با یک یا چندین نفر برقرار کنند این گونه افراد ظاهرا بدون اینکه تلاش شدیدی انجام دهند موفق میشوند که جمعی از مردم را در یک لحظه دچار توهم سازند در این حالت فرد مورد تلقین تصور میکند شاهد واقعی وحشتناک است در حالی که در حقیقت هیچ اتفاقی نمیوفتد و این صحنه برای هریک از تماشاگران تکرار میشود اما ایا اب و هوای شهر است که امکان این نوع پدیده ها را فراهم میسازد؟ایا جوکی ها از اختیار روانی که نسل بعد از نسل در پی تمرینات بی وقفه به دست امده برخوردارن؟ایا بر اثر تکرار همان تمریات است که انها مهارت خاصی به دست میاورند؟متاسفانه من در این مورد اطلاعی ندارم ولی در غرب در زمینه های ارتباطات روانی تاکنون کسی چنین اثر روانی سریعی را تجربه نکرده است 

3:اشباه کردن به صورت تجریجی

هنگامی که میخواهید بر شخصی تاثیر بگذارید موضوعی که اتفاق می افتد احتمالا از این قرار است اولین گروه امواج به شخص مورد نظر رسیده وبه صورت نامحسوسی رو عناصرفکر او که شخص فرستنده سعی در تعویض انها با موارد مورد نظر خودش دارد تاثیر میگذارد پس از اشباه شدن ذهن شخص بر اثر این امواج اثرات مداوم و پی در پی 20 یا 30یا 100 انتشار جدید دیگر بر ان  افزوده میشود به این ترتیب عنصر تلقین  شده با احتمال به تفکرات فردی شخص وسپس با ایجاد تاثیر در اعماق در ضمیر ناخوداگاهه افکار مختلفی را که تا آن هنگام با فعالیت آن شخص بیگانه بوده است ابتدا به صورت نامفهموم و پس از ان به شکل واضح ایجاد میکند ان افکار که دائما به صورت ضربات منقطع پرتاب شده از طریق فرستنده رشد میکند به تدریج متحول شده و هر روز شباهت و تطابق دقیق تری با موضوع نهای مورد تلقین پیدا میکند به طور خلاصه تاثیر روانی پس از مراحل تماس در برگرفتن و سپس اشباه کردن هر چه بیشتر روان بلاخره به غالب شدن بر آن منتهی میشود 

4:اصول تاثیر روانی از راه دور 

اصل 1:برای انتشار موضوعی که میخواهیم آن را تلقین کنیم باید به صورت تصویر نه تنها به شکل گفتار اقدام کنیم بنابراین انچه را که میخواهیم انجام گیرد باید به صورت تصویر مجسم کنیم. 

اصل 2:تلقین از مرحله اغاز تاثیر تا مرحله توجه کامل بستگی زیادی به میزان دقت و وضوح تصاویر ارسال شده دارد.

اصل 3:قدرت یک شخص برای انجام تاثیر روانی از راه دور یا نزدیک  با میزان تمایل شخص فرستده برای تحقق موضوع مورد تلقین یا به عبارت دیگر میل شخص به تاثیر گذاشتن روی فرد مورد نظر در ارتباط است.

اصل 4:یک جلسه روزانه تلقین با مدت معین دارائی تاثیری بیشتر از 2 جلسه با نصف مدت قبلی است.

اصل 5 :هر انتشار صحیح کم و بیش به نحو محسوسی ترکیبات فکری شخص مورد نظر را به صورتی تغییر میدهد که با منظور شخص فرستنده مطابقت پیدا میکند .

اصل 6:تغییرات ایجاد شده در شخص مورد نظر به تدریج با استمرار انتشارهای فکری انجام میگیرد .

 

                                                                          ادامه دارد....

[ ۱۳٩٢/٦/۸ ] [ ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ ] [ meri ]

[ نظرات () ]

سلام دوستای گلم...من اومدم بعد از غیبت صغری لبخند

دلم واسه همتون تنگ شده....از همکار عزیزم که آپ می کرد و این مطالب زیبارو گذاشته تشکر ویژه دارم  قلب مرسی مری جون قلب وی لاو یو قلب

اومودم یه داستان خیلییییییییییی قشنگ براتون بزارم ....منظور از قشنگ الهام بخشه و نکته دار چشمک

 

من که خیلی دوسش دارم....امیدوارم شمام خوشتون بیاد و این مدلی زندگی کنید.

لبخند

 

 

*********

 

 

نوشته شده توسط دختری کوچک با رویاهای بزرگ از استرالیا

 

من یه دختر کوچیکی بودم با آرزوهای بزرگ و تجربه های ماجراجویانه و شگفت انگیز !

می دونستم که زندگی باید خاص و زیبا باشه و همینطور هم بود ولی بزرگ شدن در خانواده ای با مشکلات زیاد مثل اعتیاد و سو استفاده های فیزیکی و ... باعث شد  رویاهامو از دست بدم و احساس کردم زندگی هیچ لذتی نداره .

 از 15 سالگی تا 28 سالگی افسرده بودم و حتی یک بار اقدام به خودکشی هم کردم .

هر کس ازم می برسید چرا افسردم....همه می گفتن من جوان و زیبام و هنوز خیلی چیزای خوبی رو می تونم تجربه کنم ....خوب خودمم اینجوری فکر می کردم ولی اتفاقاتی که واسم افتاده بود باعث می شد نتونم زندگیمو تغییر بدم .

 

زندگی من 6 سال پیش وقتی به وطنم برگشتم و عاشق همبازی بچگیهام شدم عوض شد ! اون تمام خصوصیاتی که من دوست داشتم یه مرد داشته باشه رو داشت....خوشتیپ، باهوش، قوی ، دوست داشتنی، مهربون، وفادار و خلاق.چشمک زندگی برای من دوباره زیبا شد من می دونستم که می تونم اونو وارد زندگیم کنم جون حس می کردم اون تنها کسی هست که دوست دارم باهاش ازدواج کنم .

 

خلاصه می خوام بگم چطور راز زندگیمو تغییر داد ...به خاطر گذشتم من این مرد شگفت انگیز رو از خودم دور کردم اگرچه خیلی عاشقش بودم و می دونستم که اون همون کسی هست که می خوام .

من کم کم شک کردم که آیا واقعا لایقش هستم یا نه و همش ترس از دست دادن داشتم و مخصوصا ترس اینکه اون با یکی دیگه باشه و سرانجام این اتفاق افتاد !

 خیلی پریشون شده بودم و تمرکزم همش رو چیزای بد بود تا اینکه وضعیت به قدری بد شد که حتی حاضر نبود باهام صحبت کنه !

 

رفتار اون باعث شده بود من اعتمادم رو به مردها از دست بدم....با اینکه همه چیز بین ما بد پیش می رفت من ته دلم می دونستم که اون همون شخصیه که می خوام باهاش باشم و هیچ کس دیگه ای نمی تونه جای اونو برام بگیره ! حتی قبل از دونستن راز فکر می کردم اگه ایمان کامل داشته باشم حداقل می تونم باهاش دوست باشم و برای این دعا می کردم .

بارها در این 5 سال من اونو به خودم نزدیک می کردم و دوباره با افکارم باعث می شدم عقب بکشه ! می دونستم که دوستم داره ولی افکار من فقط حول دوست بودن متمرکز بود و فکر می کردم بهتر از اینکه اصلا اونو تو زندگیم نداشته باشم چون یه رابطه جدی با دختر دیگه ای شروع کرده بود .

همچنان این فکر رو که من عاشقشم و اونم عاشق منه تو ذهنم داشتم . تا اینکه یک ونیم سال پیش همه چیزتغییر کرد. من راز و کتابای دیگه ای رو خونده بودم ولی چون درست اجرا نمی کردم نتایج درهم بر هم می گرفتم . تا اینکه شنیدم نامزد کرده و دیواری بین من و اون کشیده شد و رابطم با دوستان و خانواده بهم ریخت و شغلم رو از دست دادم .

این بار که راز رو خوندم تصمیم گرفتم در اون غرق بشم . فهمیدم که باید با اون غذا بخورم( داشتم ترجمه می کردم بخورمش  !!!)، با اون نفس بکشم و باهاش بخوابم  تا اینکه کاملا جزئی از وجود من شد و تمام افکارم مثبت شد.

در عرض دو ماه زندگی من به قدری تغییر کرد که خودمم نمی تونستم زندگیمو بشناسم!!!

 

من تو این دو ماه یک ماشین با برند عالی که فقط می تونستم تو رویا ببینمش جذب کردم، یک تجارت  که داره تبدیل به تجارت مالتی میلیونری میشه و یک خونه ی زیبا در فرانسه و میلیونها دلار پول که از بخت آزمایی برنده شدم رو جذب کردم قلب

و از همه مهمترعشق من برگشت و ازم تقاضای ازدواج کرده! و الان داریم برنامه ریزی می کنیم که با هم به فرانسه بریم و اونجا زندگیمونو شروع کنیم .مژه

زندگی دوباره زیبا شده و اگه من دختری که به قول " مایکل بک ویس " هیچ چیز نداشت تونسته اینها رو جذب کنه شما هم می تونید.

متعهد شید که با راز زندگی کنید و اون موقع دنیای شما مثل رویا میشه.

من خیلی چیزای دیگه با راز جذب کردم....لباسای مورد علاقم....جای پارک  و وزن ایده آلم.

بزارید داستانم رو با یه جمله که وقتی شک می کردم بهم امید می داد تموم کنم " خدا همه چیزو تحت کنترل شما قرار داده و هیچ چیزی خارج از کنترل شما نیست ولی ما نمی تونیم اونارو تحت قدرت خودمون ببینیم." از کتاب مقدس

 ایمان داشته باشید و بهش برسید....خیلی ساده س.چشمکلبخند

 

 

 

لینک داستان :http://thesecret.tv/stories/stories-read.html?id=7131

 

 

 

 

[ ۱۳٩٢/٥/٢٧ ] [ ٢:۱٩ ‎ق.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

سلام بچه ها به کلینک پوست و مو زیبای meri خوش امدیدنیشخند

 

امروز میخوام در مورد  مو عبارت تاکیدی بزارم ولی همرا با عبارت تاکیدی خب باید کارای دیگه هم کرد از همه مهم تر وانمود کردنه یعنی صبح که میری جلوی اینه مو های که دلت میخواد و داشته باشی و ببین از خدا بابت موهای قشنگت شکرگزاری کن این نمیشه که عبارت تاکیدی بگی ولی باز میری جلوی اینه بگی اه این چه موهای که من دارم تو باید عبارت تاکیدی و با شادمانی و ایمان کامل بگی طوری که انگار اون موها رو داری شادی رسیدن به اون مو هارو احساس کن خوشحال باش شاد باش برای مو های قشگت شکرگزار باش تجسم کن که همه دورت جمع شدن و دارن از مو های قشنگت تعریف میکنن  تجسم کن موهای دلخواه تو  اگه نمیتونی تجسم کنی عکس موی که دوست داری و ببین و شکرگزاری کن که اون موها برای خودته اگه تو خیابون یا تو مهمونی هر جا کسی رو دیدی که موهاش خیلی قشنگه خوشحال باش و شکرگزاری کن که توام اون موهارو داری و موهای اون طرف و تحسین کن و بهشون عشق بده هیچ وقت حسادت نکن لبخند برای موهات گل سرای خوشکل بخر به موهات احترام بزار ازشون شکایت نکن به قول مستانه جون تو نور سفید ببین موهاتو و بهشون عشق بده و  2 روز اینکارو نکن بعد بگو این کار جواب نمیده و بعد ناامید شی نه پشتکار داشته باش ناامید نشوووووووووووووووووووو  تا نتیجه شو ببینی قلب

عبارت تاکیدی برای مو:

خدایا شکرت بابت اینکه همه زیبای موهای مرا تحسین میکنن

من موهای سلامت.زیبا و  تحسین برانگیزی دارم .

 

[ ۱۳٩٢/٥/٢٤ ] [ ۳:۳٢ ‎ب.ظ ] [ meri ]

[ نظرات () ]

سلام بچه ها امروز میخوام مطلب درمورد وزن بزارم از کتاب های معجزه  ذهن برای رسیدن به وزن ایده ال از اقای دکتر احمدی منش و کتاب غیرممکن ممکن است از ژوزف مورفی لبخند

این تکنیک از کتاب معجزه دهن برای رسیدن به وزن ایده ال است :

                                           تکنیک تابلوی تجسم

1_تصویری از خودتان مربوط به زمانی که لاغر بوده اید یا عکسی از فردی لاغر که سر خود را روی بدن او بچسبانید و یا تصویری از خودتان که توسط کامپیوتر لاغر شده است را روی یک مقوا بچسبانید .

2_عبارت تاکیدی مربوط به وزن خود را که همیشه تکرار کنید و در کنار تصویر بنویسید

3_تاریخی را که قرار است به این وزن برسید را در زیر تصویر بنویسید.

4_این مقوا را قبل از رفتن به حالت a(الفا)قبل از خوابیدن و پس از بیداری چند دقیقه نگاه کنید .

پس از مدتی که این کار را انجام دادید این تصویر در ضمیر ناخوداگاه شما ضبط شده و تغییر وزنتان اغاز می شود.

عبارت تاکیدی  مریوط به وزن :

من.......کیلو هستم

من اندامی زیبا.سالم و متناسب دارم و به خاطر این نعمت از خدا سپاس گذارم.

حالا از کتاب غیر ممکن ممکن است:

زنی به من گفت میخواهد لاغر شود. ولی هر کاری می کند و هر رژیمی میگیردمثمرثمر واقع نمی شودو با اینکه در ذهن خود مواد چرب و شیرین را سرزنش می کند ولی باز هم وزن بدنش رو به افزایش است

به او خاطر نشان ساختم تقلید از دیگران در بیشتر اوقات کار ساز نیست .در این مورد تنها کاری که می تواند بکند این است که خود تصمیم بگیرد چه وزنی می خواهد داشته باشد (مثلان 63 کیلوگرم )انگاه این تمرینات تلقینی را شبها به هنگام خواب و پس از تن ارام سازی لازم انجام دهد.

_من 63کیلو گرم وزن دارم و این نظم الهی است و از این بیشتر چاق نخواهم شد .

این گفته را به هنگام روز و به دفعات می توان تکرار کند.برای او توضیح دادم ایده 63 کیلو گرم در ضمیر باطنش باید چنان جای گیرد که به طور اتوماتیک هر گونه تمایل دیگر را نسبت به عناصری که تولید وزن اضافی در بدن خواهند کرد از بین ببرد.

بانوی مزبور چنان چه بعدها برایم تعریف کرد.به مدت چند ماه به اجرای تمرینات فوق پرداخته (دقت کنید چند ماه )و روزی چندبار این گفته را تکرار میکرده که  :"من 63کیلو وزن دارم و ......."به طوری که این امر در او به صورت عادتی در امده و در اعماق ضمیر باطنش رسوخ کرده و او را واقعا معتقد کرده که باید این وزن را داشته باشد.بدیهی است در این مدت از خوردن مواد مضر و چرب پرهیز میکرده اما واقعیت این است که با تکرار گفته ای که همراه  با شادمانی و امید و شکوه بود این اندیشه در ضمیر  باطن او تثبیت می شده و به صورت قانون و اصل ثابت در می امده است .

او اضهار داشت بعد از یکی 2 هفته از تمام مواد خوراکی و انرژی زا و پر کالری که مولد پیه اضافی در بدن هستند بدش می امده و همین در کاهش وزن او بسیار موثر بوده.

 

 

[ ۱۳٩٢/٥/٢۳ ] [ ٩:٤٧ ‎ب.ظ ] [ meri ]

[ نظرات () ]

تجربه نازنین عزیز 

 

بعد از اینکه برای اولین بار فیلم راز رو دیدم، چون زیاد بهش اطمینان نداشتم فکر کردم بهتره از چیزای کوچیک شروع کنم تا اگه جواب نداد سرخورده نشم!

 

پس اولین چیزی که از کائنات خواستم یه شاخه گل بود. چون من عاشق گل و گیاهم. تو تاکسی نشسته بودم که چشمامو بستم و یه شاخه گل رز نیمه باز سفید رو تصور کردم که انتهای گلبرگهاش سایه های صورتی داره. گل رو تو دستم گرفتم. گلبرگهای لطیفش، برگهاش، ساقه و حتی خار روی ساقه رو هم لمس کردم. بعد اونو نزدیک صورتم بردم و بوییدم و غرق لذت شدم.

 

فردای اون روز بعد از بیدار شدن از خواب بازم اون گل رو تصور کردم و چون چیز بزرگی نبود تونستم راحت باهاش ارتباط برقرار کنم و باورش کنم.بعد از ظهر که به خونه برگشتم رفتم جلوی آینه و ناگهان...! مات و مبهوت به گل رز سفید-صورتی که اونجا بود نگاه میکردم. مادرم اومد تو اتاقم و وقتی تعجب منو دید شروع کردن به توضیح دادن که اون گل چطوری از اتاق من سر درآورده اما من فقط می خندیدم و سپاسگزاربودم چون اونقدر مهم نبود که اون گل زیبا از کجا اومده! مهم این بود که راز واقعیت داشت و برای من کار کرده بود.لبخند

 

 



[ ۱۳٩٢/٥/٢۳ ] [ ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

زیبایی حالت یا چگونگی ذهن است.وقتی که احساس زیبای کنی,زیبا هم به نظر میرسی و وقتی اینو کاملا باور کنی و به خاطرش شاکر باشی متوجه میشی مردم هم ازت تعریف میکنن.

در واقعه این همون افکار مثبت شماست که از طریق دیگران به شما منعکس میشود.

جمله تاکیدی :

من برای زیبایی و عشقی که مرا احاطه کرده است سپاسگزارم.

 

جمله تاکیدی برای پوست:

من پوست زیبایی دارم وعشق الهی پوست مرا برکت می دهد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یعنی دوست دارم این شکلی بشیداااااااز خود راضی 

[ ۱۳٩٢/٥/٢٢ ] [ ۸:٥٩ ‎ق.ظ ] [ meri ]

[ نظرات () ]

سلاممممممممممممممممم بچه ها من meriهستم من چند روز پیش برای شادی جون عبارت تاکیدی فرستادم شادی جونم گفت meri من دعوتت میکنم خودت پست بزار منم گفتم چشممممممممممممممممممم

بچه من هروز براتون عبارت تاکیدی میزارم تخصص من در زمینه پوست و مو و عشقولیه

میدونید که خودتون. حیف که داستان نمیتونم ترجمه کنم وگرنه روزی 10 تا براتون داستان عشقولی میزاشتم

حالا بریم سراغ عبارت تاکیدی

 

نکته:

 
اگر کسی را دوست داری باور کن که این عشق دوطرفه است باور کن که به او میرسی انگاه که می رسی.

 

عبارت امروز:

من عشق واقعی را جذب میکنم.

 

من رابطه شاد رویاهایم را با.......جذب میکنم

 

[ ۱۳٩٢/٥/٢۱ ] [ ٦:۳٩ ‎ب.ظ ] [ meri ]

[ نظرات () ]

دوستای گلم عیدتون مبارک ... ایشالا که همیشه شاد و خوش و سلامت باشیدقلب

 

 

جمله تاکیدی امروز:

 

 

************

 

خدایا تو نخواهی گذاشت که از مراد دلم دور بمانم ! 

 

یادت باشه قرار نیست تو بار مشکلاتو به دوش بکشی....قرار نیست تو با مشکلات بجنگیی ...فقط درخواست کن و بارتو بسپار به خدا ....وظیفه تو شادی و لذت بردن از زندگیه...وایسا کنار و ببین خدا وکائنات چه جوری همه چیزو طبق خواستت محیا میکنه !


 ************

 

 

من اکنون کنار می ایستم و کار خدا را می نگرم ، مسحور این افسون که چه تند و آسان ،مرادهای دلم را به من می دهد.لبخند

             

[ ۱۳٩٢/٥/۱٧ ] [ ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

 

ضمیر ناخودآگاه ما از حساسیت فراوانی نسبت به تلقین برخوردار است و قدرت استدلال و انتخاب و توانایی سنجش و تفکر را ندارد ، بنابراین هر پیامی به آن بدهیم به صورت یک باور آن را در خود ذخیره می کند و بالاخره این باورها را در زندگی ما به عینیت درمی آورد !

 

جملات تاکیدی امروز :

 

******

 

ثروت آزادانه و به راحتی به سوی من جریان پیدا می کند .

 

************

اراده خدا ،نه اراده من به وقت خدا ،نه به وقت من به طریق خدا ،نه به طریق من

 

 

                                                      با تشکر از زهرا جون برای جمله تاکیدی دومقلب

[ ۱۳٩٢/٥/۱٤ ] [ ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

سلام دوستای گلم....خوبین؟ خوشین ؟ شادین؟  

لبخند

 من یه تصمیمی گرفتم...آدرس ایمیلم رو اینجا میزارم هر کی تجربه و داستانی از راز داشته و تونسته به خواستش با راز و قانون جذب برسه برام ایمیل کنه....علاوه بر اینکه می زارم اینجا همه ببیننو انگیزشون بالا بره هفته ای یکیشو به انگلیسی ترجمه می کنم و می زارم به اسم خودتون تو سایت اصلی راز...که همه ی دنیا ازش استفاده کنن !!!  

مژه

چیزایی که کشف کردین برای استفاده ی بهتر از قانون جذب و سوالاتتون رو می تونین به میلم بفرستین .

 

اینم آدرس ایمیلم:

 

shadi.stories@gmail.com

 

شاد باشید 

 

[ ۱۳٩٢/٥/۱٤ ] [ ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

توسط پریا از هند

 

 

از راز و تیم راز برای به اشتراک گذاشتن همچین دانشی که زندگی منو عوض کرد تشکر می کنم !

 

من 3 سال پیش توسط دوس پسرم با راز آشنا شدم ولی اونو باور نکردم چون خیلی به نظرم فانتزی و آرمانی می اومد ...

 

تا اینکه در سال 2012 رابطه ی ما خوب پیش نمی رفت...من به شدت منفی شده بودم و همش فک می کردم نکنه باهام بهم بزنه....نکنه با من بدرفتاری کنه و منو ترک کنه ناراحت

 خوب نتیجه این بود که ما 4 بار سال پیش از هم جدا شدیم و هر بارم به خاطر التماس های من رابطه رو دوباره شروع کردیم....در نهایت تو دسامبر به خاطر اینکه همون احساس قبلیو به من نداشت و دیگه عاشقم نبود جدا شدیم ! این دفعه دیگه التماس و خواهش منم اثری نداشت و من منفی و ناراحت شده بودم . من کل روزو گریه می کردم و علاقم به زندگیو از دست داده بودم !!!

همش اونو دنبال می کردم و به خاطر اینکه زندگیمو داغون کرده بود سرزنشش می کردم ....من این وضعو 3 ماه تموم ادامه دادم و نمره های خیلی پایینی رو تو سال 12 تحصیلم گرفتم که شوک بزرگی واسم بود....دوستای کمی داشتم و رابطم با پدر و مادر و خواهر وبرادرم بهم ریخته بود.

 

 

تا اینکه یکی از دوستام رازو به من معرفی کرد و گفت که اونو دنبال کرده ...منم هر 3 تا کتابو (راز...قدرت...معجزه)  خوندم و صادقانه بهشون عمل کردم لبخند هر روز به خاطر تمام چیزهایی که تو زندگی داشتم شکرگزاری می کردم و روی هدفام و چیزایی که می خواستم متمرکز شدم و آلبوم آرزوها برای خودم ساختم ...من مدیتیشن می کردم و هر وقت ایمانم کم می شد این داستانارو می خوندم .

 

بعد از یه هفته زندگیم شروع به تغییر کرد و یکی از آدم های مشهور که دوسش داشتم درخواست دوستیمو قبول کرد که معمولا همچین اتفاقی نمیفته....حتی تونستم شمارشو  گیر بیارم!

 

تونستم از دانشگاهی که آرزوشو داشتم پذیرش بگیرم که با این نمره های کمم در واقع محال بود و در نهایت می تونم پزشک شم....

 

درنهایت دوس پسرم بهم پیام داد و ازم معذرت خواهی کرد و بعد از 6 ماه همدیگرو دیدم و وقتی که برای دیدن فیلم بیرون رفته بودیم ازم خواستگاری کرد!!!!!لبخند و البته که من بهش بله گفتم...

اون بهم گفت که عوض شده و دیگه اونجوری رفتار نمی کنه....خوب این کار رازه!!!!

 

لینک داستان : http://thesecret.tv/stories/stories-read.html?id=22922

[ ۱۳٩٢/٥/۱۳ ] [ ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

وقتی که نمی تونیم اندیشه ها و افکارمون رو کنترل کنیم بهتره یه عبارت تاکیدی انتخاب کنیم ومدام اونو تکرا کنیم !

 

شاید همیشه نتوانیم اندیشه هایمان را مهار کنیم اما کلام خود را می توانیم در اختیار گیریم....تکرار بر ذهن نیمه هوشیار اثر می گذارد و انگاه بر موقعیت تسلط می یابیم .

                                                                                         اسکاول شین

 

جمله تاکیدی امروز :

 

******

آنچه جویای آنم هم اکنون جویای من است!

 

******

تن من تن نور است...زیبا و بی نقص، بی زمان و خستگی ناپذیر، بی تولد و بی نقص.

 

لبخند

 

                                      

[ ۱۳٩٢/٥/۱۳ ] [ ٢:٠۳ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

در سن 11 سالگی مجبور شدم از عینک استفاده کنم !!!!

 

اونها به درد نخور بودن....کلی پول باید صرفشون می کردم....گم میشدن...میشکستن....خراب میشدن و از همه بدتر اینکه باید اونهارو به چشمام میزدم!

 

توسط کتی از ایرلند

این عینک برای من همیشه اعصاب خورد کن بود و اصلن بهم نمیومد....

عینک منو اذیت می کرد و باعث می شد به همه چیز احساس منفی داشته باشم و ناراحتم می کرد!

 

همینکه با راز آشنا شدم فهمیدم اولین چیزی که می خوام از دستش راحت بشم عینکمه!

این 11 یورویی که خرج عینک می کردم هر پنیش واسم ارزش داشت نیشخند

نقاشیم خیلی خوبه، یه عکس از خودم بدون عینک کشیدم و همه بهم می گفتن تو عکس بدون عینک خیلی زیباترم !!! منو سرزنش نکنید که می خوام خوشگل دیده بشم نیشخند

 

این عکسو به اتاقم چسبوندم !!! هر روز صبح که از خواب بیدار میشدم به خودم می گفتم که چشمام کاملن خوب می بینه و خودمو تحسین می کردم...

 

چشم های من رفته رفته بهتر شده و حالا 20/20 شده لبخند

 

از راز تشکر می کنم...اون کار می کنه !

 

لینک داستان :http://thesecret.tv/stories/stories-read.html?id=13440

[ ۱۳٩٢/٥/۱٢ ] [ ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

نوشته شده توسط پاتریشیا از وینا

 

من به مدت 6 سال از عینک و لنزهای تماسی استفاده می کردم تا اینکه یه روز از دستشون خسته شدم !

 

من از فزرشته هام تقاضا کردم چشمهای منو خوب کنن و بهشون اعتماد کردم ! ولی همچنان عینک و لنزهامو به همراه داشتم و هر روز اونها رو استفاده می کردم تا اینکه متوجه شدم این کارم اشتباهه و باید استفاده از اونهارو متوقف کنم ...بنابراین کنارشون گذاشتم و خودمو از شر هر چی که به اونها مربوط می شد خلاص کردم ....

 

بینایی من هر روز داره بهتر میشه و من این داستانو اینجا نوشتم تا همه بفهمن که از فرشته هاشون تقاضای کمک کنن و شکرگزار باشن و باور کنن که به خواستشون می رسن لبخند

راز برای اینه که شما رو به خواسته هاتون برسونه....استفاده از این رازو عقب نندازین چون افکارتونه که آیندتونو می سازه !!!

 

لینک داستان :http://thesecret.tv/stories/stories-read.html?id=6066

[ ۱۳٩٢/٥/۱٢ ] [ ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

دوستای گلم با توجه به نظر یکی از دوستان که همینجا ازش تشکر می کنمقلب ....نمی دونم باید اسمشو بیارم یا نه... تصمیم گرفتم یه بخشو اختصاص بدم به جملات تاکیدی مثبت و هر کس که جمله به دلش نشست هر روز اونو تکرار کنه و تاثیر شگفت انگیزشو ببینه !!! البته جملات الهام بخش روزانه هم می زاشتم قبلا ، ولی این یه کم فرق می کنه!

در هر موردی که دوست داشتید نظر بدبد یا ایمیل بزنید که در اون مورد جمله بزارم ....

لبخند

چرا جملات تاکیدی مثبت !!!!!

حضرت مسیح می فرمایند " کلام تو عصای معجزه گر توست ...سرشار از سحر و اقتدار "لبخند

آدمی می تواند با یک حرکت عصای کلام خود ، وضعیتی ناخوشایند را ازمیان بردارد، یعنی به جای اندوه، شادمانی و به جای بیماری، تندرستی و به جای تنگدستی، فراوانی بنشاند.    ......................................."اسکاول شین"

اندر مزیت تاثیر جملات تاکیدی بعدا براتون بیشتر می گم ...

جمله امروز :

******

 گذشته ام را به دور می افکنم و در اکنون شگفت انگیز زندگی می کنم . آنجا که هر روز شادمانیهای شگفت انگیز و دور از انتظار در بر دارد.

 

لبخند 

[ ۱۳٩٢/٥/۱٢ ] [ ۱:٥٩ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

 

توسط راپونزل از کانادا

وقتی 24 ساله بودم بچه دار شدم و موهام شروع به ریزش کرد....همونطور که انتظار داشتم!

 

ولی این ریزش مو  متوقف نشد و همچنان موهام می ریخت ولی موهای جدید رشد نمی کرد ، موهای من نازک تر شد و کم کم کف سرم پیدا می شد و حجم موهام هم شدیدا کم شده بود تا اینکه دیگه کمتر از نصف شد ...من به شدت ناراحت بودم....موهای من زیبایی من رو نشون میداد ...موهای بلند براق سیاهی داشتم ....ولی حالا دیگه حتی نمی تونستم تا شونه هام بلندش کنم چون خیلی نازک و کم شده بود .

 

 

همسرم وقتی بچم 6 ماهه بود ترکمون کرد ...من خیلی بهم ریخته بودم.....ریزش مو،طلاق و یه بچه کوچیک...نظرات مردم درباره ریزش مو و موهای کمم اعتماد به نفس منو پایین آورده بود ...من دیگه با دوستام بیرون نمی رفتم ، با هیچ مردی قرار نمی ذاشتم و فکر می کردم نمی تونم با این موهام که منو زشت کرده جایی برم .

دیگه می خواستم بمیرم ولی به خاطر عشق به پسرم زندگیمو ادامه می دادم . تا اینکه تو 35 سالگی با راز آشنا شدم . در ژانویه سال 2013 من تصمیم گرفتم از راز برای رشد مجدد موهام استفاده کنم ....هر روز موقعی که سر کار می رفتم برای موهای باقیمونده شکرگزاری می کردم و موقع شستن موهام این عبارتو تکرار می کردم :

" متشکرم برای موهای زیبا و سالم و ضخیمم. موهای من هر روز به صورت ضخیم ، قوی براق و ابریشمی می رویند ، هر هفته 1 اینچ رشد می کنند ، موهای من کاملا سالمن و من خوشحال و شاکر هستم که موهای قبلیمو بدست آوردم لبخند"

 

من عبارتو مدام هر روز تکرار می کردم ....موقع شستن ، رنگ کردن و برس زدن موهام

به طرز شگفت انگیزی موهای من دوباره رشد کردند ....از ژانویه تا می موهای من سالم و قوی شدند ...موهام مث قبل براق و پرپشت شده  و می تونم بهش مدل بدم ....در ژانویه موهای من بالای شونه هام بود ولی حالا در ماه می با اینکه یک اینچ هم کوتاه کردم تا مرتب شه تا وسط کمرم رشد کرده !!!

خوشحالم که تونستم با قانون جذب خودمو درمان کنم ....دیگه اعتماد به نفسمو بدست آوردم و زندگیم عالی شده.لبخند

 

لینک داستان :http://thesecret.tv/stories/stories-read.html?id=22979

 

 

[ ۱۳٩٢/٥/۱۱ ] [ ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

همه ما تو هر لحظه ای از زندگیمون در حال جذبیم ! بعضی وقتا فکر می کنیم که این قانون جذب کار نمی کنه و ما اون چیزی رو که می خوایم نداریم....در همون لحظه قانون جذب به این افکار شما جواب می ده و نداشتن خواسته هاتونو جذب می کنه...

این قانون همون لحظه هم داره  کار می کنه!چشمک

[ ۱۳٩٢/٥/۱۱ ] [ ٢:۱٧ ‎ق.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

عجیب‌ترین قسمت طرز فکر ما، روابطمون و چگونگی‌ شکل گیریشونه...

چطور یه عده خوبن... یه عده بدن...یه عده رو دوست دارم...یه عده از من خوششون نمیاد؟

بیا یه لحظه فکر کن... به اونایی که تو زندگیت هستن...به اونایی که باهاشون خوبی‌...همه چیز بینتون عالیه و هیچ مشکلی‌ هم نیست ... صمیمیترین دوستت ... خونوادت ... یا احتمالا خاطرخواهی که دوست داره...

حالا به اونی‌ فکر کن که احتمالا به نیتش داری این متن رو میخونی‌ ... که ظاهراً بینتون خوب نیس...

چرا اینطوریه؟چرا یکیو که هیچ تلاشی واسش نمیکنی‌ داری؟و اونی‌ که اون همه میخوایش رو نداری؟؟

خوب احتمالا نمیخوای از اون جمله های معروف شریعتی‌ بگی‌ که "کسی که شما را دوست می دارد شما او را دوست نمی دارید...کسی که شما دوستش می دارید...."

چون میدونی‌ که ناخوداگاهت چه کارایی بلده ....

پس بیا با توجه به چیزهایی‌ که گفتم یه بررسی کن:

اگه رابطه‌ای خوب نیست ... اگه می‌تونه بهتر باشه ... اگه می‌خوای و نمی‌شه ... فقط دلیلش تویی .. تویی که هم فرکانس با اون آدم نیستی‌...

از یه عبارت جدید استفاده کردم ... هم فرکانس بودن 

درسته اون میلیونها احتمال مختلف از یه رویداد ... ذهن ما اون دسته ای رو جدا می‌کنه که باور داره .... که تجسم کرده ...که حس کرده ... و از نظر فیزیکی‌ باهاش هم فرکانس شده...

حالا می‌خوام اینجوری به قضیه نگاه کنی‌ ...

اگر کسی‌ هم فرکانس تو نیست .. تقصیر اون نیس... تویی که با حسّ بد .. با فکر دست یافتنی نبودن ... خیال بد بودن .. تهمت‌های ناروا تو خیالت ... شک کردن و حسادت و عیبجویی و...ازش دور شدی ..

نگو نه ، که امکان نداره به کسی‌ شک کنی‌ و شکت به حقیقت نپیونده ... 
امکان نداره بد بگی‌ و اون بدیها پیدا نشه ...
امکان نداره فکر کنی دوست نداره و داشته باشه ...
امکان نداره حس قربانی شدن داشته باشی‌ و توی رابطت قربانی نشی‌ ...
امکان نداره قدرشناسش باشی‌ و نمک نشناس باشه ...
و در آخر امکان نداره ذهنتو با فیلم‌ها و جمله‌ها و کتابهای منفی‌ پر کرده باشی‌ ... و ناخوداگاهت اون یافته‌ها رو به تجربه تبدیل نکنه:)

عزیزم از این به بعد فقط حق داری وقتی‌ ازش بد بگی‌ که خودش می‌شنوه...

رویا پردازی و فکر کردن بهش؟؟
فقط در صورتی‌ بهش فکر میکنی‌ که فکرت مثبت و سازنده باشن ...

ازش تمجید کن ... حتا اگه بهش نمی‌گی از کوچک‌ترین رفتارای مثبتش تشکر کن ...

اگه بدی ای بوده مسولیتش رو بپذیر و فراموشش کن ... این تو بودی که در اون موقعیت قرار گرفتی‌ و با اون اتفاق هم فرکانس شدی ...

اگه رویایی از رابطه باهاش در سر داری تجسمش کن ، تو تابلوی تجسمت عکستون رو بچسبون...و فقط و فقط ازش ممنون باش ...

انتقادهای ذهنی‌....بدگویی ازش تو گروههای دوستی...و هر حس منفی ای نسبت بهش داشتن .. فقط و فقط اوضاع رو بدتر می‌کنه ...

نمیدونم الان چه حسی داری ... ولی‌ هرچیز بینتون بوده چه خوب چه بد ... محصول طرز فکر و باورهای تو بوده ...

از همین لحظه به بعد دنیای جدیدی میتونه بینتون شکل بگیره ... فقط باید بخوای ...

خوشحال باش 
تو به هر چیز که بخوای میرسی‌ قلب

 

منبع:یک page تو فیس با عنوان "من به هر چیز که بخوام می رسم " 

[ ۱۳٩٢/٥/٩ ] [ ٢:٢٥ ‎ق.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

توسط کرکلند از واشنگتن

بعد از آخرین طلاقم همراه با مادرم زندگی می کردم  نه ماشینی داشتم نه شغلی ...در واقع هیچ چیز نداشتم . دریک شهر کوچک در اوهایو زندگی می کردیم من با یک دوست در واشنگتن ارتباط داشتم و بسیار دوست داشتم به آنجا مهاجرت کنم .ولی هیچ راهی برای رفتن نداشتم . وقتی با کتاب راز آشنا شدم آن را در یک روز خواندم و امیدوار شدم . مصمم شدم که برنامه ای بریزم و به واشنگتن بروم ولی نمی دانستم چطور قرار است این کار را انجام بدم و پول رفتن و ماندن در آنجا را جور کنم . تمام وسایلم را جمع کردم ...بعضی چیزها را که لازم نداشتم به انبار همسایه منتقل کردم و لباسهایم را در چمدان قرار دادم .در اینترنت به عکس های واشنگتن نگاه می کردم و انجا بودن را تصور می کردم .

وقتی داشتم مدارکم را جمع می کردم مدرک طلاقم را دیدم که نصف حقوق بازنشستگی همسرم به من می رسد ....اگرچه این مدرک متعلق به سالها پیش بود ولی با همسر سابقم تماس گرفتم و یک چهارم کل آن را درخواست کردم . موافقت کرد وتوانستم یک ماشین بخرم و به واشنگتن بروم .

بعد از یک مدت کوتاه دوستم به کالیفرنیا سفر کرد و من در واشنگتن تنها ماندم ....البته چون از آنجا بسیار خوشم آمده بود قصد بازگشت به اوهایو را نداشتم ....اما بعد از رفتن دوستم احساس ترس وتنهایی می کردم وکسی را نمی شناختم و هوای بارانی باعث می شد احساس دلتنگی کنم . برای بازگشت به اوهایو هم پولی نداشتم ونمی خواستم هم که برگردم .بیشتر اوقات احساس نگرانی وناراحتی می کردم وهمین افکار باعث شد شغل و آپارتمانم را از دست بدهم. من مجبور شدم مدتی در ماشینم زندگی کنم خنثیو مادرم از درآمد ثابتش مقداری به من می داد که صرف غذا و بنزین می شد . من به یک ماه به این شیوه زندگی کردم !!!!

به خاطر آوردم که فیلم راز را در موبایلم دانلود کرده ام ، شبها در اتومبیلم فیلم را می دیدم و برای خودم تابلوی آرزوها درست کرده بودم و داشتن آنها را تصور می کردم .روزها در پارک قدم می زدم و تصور می کردم همراه با مرد رویاهایم در حال قدم زدن هستم .

خوب اینگونه فکر کردن سخت بود، گاهی اوقات نگرانی و نا امنی وجودم را فرا می گرفت ولی سعی می کردم ایمانم را خفظ کنم و باور داشته باشم که سرانجام به همه خواسته هایم می رسم.هر زمان که احساس ناراحتی می کردم یک روز عالی را تصور می کردم .

بعد از یک ماه تنها 20 دلار برایم باقی ماند....آن پول را دادم و 2 بلیط بخت آزمایی خریدم .من 2 ملیون دلار برنده شدم!!!! تعجب

این پول را در کمپانی سرمایه گذاری کردم که صاحبش اکنون نامزد من است و رمانی نیز نوشته ام که به زودی منتشر خواهد شد.

من همچنان فیلم راز را هر هفته می بینم و کتاب را هر روز می خوانم ....نمی خواهم هرگز راز را فراموش کنم.

 gdk; nhsjhk : http://thesecret.tv/stories/stories-read.html?id=22655

 

 

 

 

 

[ ۱۳٩٢/٤/۳۱ ] [ ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

مانند همه مردم من کتاب راز را دو سه باری خوانده بودم ولی به ندرت آن را در زندگیم به کار برده بودم .

رابطه من و دوست ×پسرم سه هفته پیش از هم پاشید و این بار بیشتر به خاطر من بود .چون من در گذشته از روابطم آسیب دیده بودم وهمیشه به او شک داشتم . هر کاری که او انجام می داد بدترین برداشت را از ان داشتم و در نهایت رابطه ما از هم پاشید ...

این دفعه مثل دفعه های پیش نبود ومن حس می کردم رابطه برای همیشه تمام شده است .ناراحت

من به افکار منفی که داشتم فکر کردم و یادم آمد که در فیلم راز گفته همچنان که با افکار مثبت موارد مثبت جذب می کنید با افکار منفی نیز موارد منفی جذب زندگیتان می شود .

تصمیم گرفتم اوضاع را عوض کنم .اون شب به جای اینکه عصبانی به رختخواب برم گفتم "شب بخیر...دوست دارم " همون کاری که قبلا می کردم . روز بعد آلبوم آرزو ها پر از تصاوبری که قرار بود در آینده با هم باشیم و چه کارهایی انجام دهیم درست کردم .

کمی احمقانه به نظر می رسید چون ما با هم رابطه نداشتیم ولی من آلبوم را درست کردم و لیستی از مواردی که در رابطه بابت آن شکرگزار بودم نوشتم و آن را با این عبارت که "خدارو شکر همه چی روبراهه " تمام کردم .زبان

شب بعد در حالی که اصلا انتظار نداشتم پیامی از اوگرفتم که گفته بود از کارش پشیمونه و دلش برای من تنگ شده .لبخند

روز بعد با هم صحبت کردیم و دوباره با هم دوست شدیم .

لینک داستان : http://thesecret.tv/stories/stories-read.html?id=2303

[ ۱۳٩٢/٤/٢۱ ] [ ۱:۳٢ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

مهمترین مساله ای که می توانید در روند خلق در نظر بگیرید چیست؟ اینکه همانگونه که برای خود درخواست می کنید برای دیگران نیز درخواست کنید . ساده ترین راه این است که برای همه درخواست کنید که خودتان را نیز شامل می شود، برای همه درخواست سلامتی کنید ، برای همه درخواست وفور نعمت کنید ، برای همه درخواست عشق کنید در نهایت تمام چیزهایی که برای دیگران درخواست می کنید به خودتان بازمی گردد.لبخند

[ ۱۳٩٢/٤/٢۱ ] [ ۱:٢٢ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

روز خود را با شکرگزاری شروع کنید ...برای رختخوابی که در آن می خوابید ، سقفی که بالای سرتان است، فرش زیر پایتان،آبی که با آن صورت و دستانتان را می شویید و استحمام می کنید ، مسواکتان، لباسهایتان،کفشهایتان ، یخچالتان که غذای شما را خنک نگهداری می کند ،ماشینی که می رانید، شغلتان ، دوستانتان قلب مغازه هایی که به سادگی کالاهای مورد نیازتان را در اختیارتان می گذارد ، رستوران ها ، سرویس ها ، وسایل الکترونیکی که زندگی را برایتان ساده می کند ، برای روزنامه ها و مجلاتی که می خوانید ،صندلی که روی آن می نشینید، برای هوایی که تنفس می کنید ، آفتاب ، پرندگان ، درختان ، چمن و سرسبزی اطرافتان ، باران و گلها شکر گزار باشید .

خدایا شکرت، شکرت ، شکرتلبخند 

[ ۱۳٩٢/٤/۱٧ ] [ ٢:۱٢ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

امید از ایران 

داستان از جایی شروع میشه که من کتاب راز رو به عنوان هدیه برای معلمم گرفتم . وقتی چند صفحه از کتاب رو خوندم خوشم اومد و کنجکاو شدم که بقیشم بخونم .

من فیلم راز رو در تلوزیون دیده بودم ولی فکر نکرده بودم که واقعی باشه ولی تصمیم گرفتم این بار امتحانش کنم .

قد من کوتاه بود، 155 سانتی متر . تصمیم گرفتم که تصور کنم بلند و خوشحال هستم  هر پسری در سن من تقریبا 5 سانتی متر در سال قد می کشه . 

باورتون نمیشه من در 4 هفته 10 سانتی متر قد کشیدم !!! و بعد از یک سال قدم به 175 رسید .

مطمئنا من در این مدت تصور نمی کردم که دارم قدبلند می شم چون از یکی از استفاده کنندگان راز که می خواست مثل یک بازیگر زن مورد علاقش بشه یاد گرفته بودم که باید اول عاشق خودم بشم .

تصور کنید چیزیو که می خواهید همین الان دارید نه اینکه دارید به خواستتون می رسید و مدتی طول کشید تا من این نکته رو درک کنم .لبخند

از یک پسر 16 ساله!

لینک داستان : http://thesecret.tv/stories/stories-read.html?id=20187

[ ۱۳٩٢/٤/۱٥ ] [ ٢:٠٠ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

 

از راندا برن و تیم راز تشکر می کنم. من یک زندگی پر از شادی دارم . هر خواسته من به واقعیت تبدیل می شود . استفاده از قانون جذب خیلی ساده است . به همه شما پیشنهاد می کنم که از آن استفاده کنید . می توانید به همه خواسته هایتان برسید .

مواردی که من جذب کردم :

  • عشق زندگیم نیشخندما از 8 سپتامبر با هم هستیم و یک عشق افسانه ای به هم داریم . او من را پرنسس خطاب می کند و من او را پرنس صدا می زنم . همانگونه که من عاشق او هستم او نیز عاشق من است و تصمیم دارم وقتی بزرگتر شدم با او ازدواج کنم .
  • اکنون در وزن ایده آلم هستم ، از اندام Blake Lively خوشم می آمد و در مدت 2 ماه بدون انجام دادن هیچ کاری فرم بدنم مثل او شده است ....شگفت انگیز است ، من هر چه می خواهم می خورم و سایز 26 هستم . متشکرم .
  • قد من در اثر استفاده از راز از 160 به 170 افزایش یافت و حالا یک دختر قد بلند هستم .
  • رنگ چشم های من تقریبا سبز آبی است مانند چشم های دوست*پسرم...همانگونه که دوست داشتم باشد .
  • موهایم بلند و سالم است و 6 سانتی متر در دو ماه رشد کرده . موهای من بلوند با های لایت های قرمز است ...من فقط باور کردم و رنگ موهایم به این حالت تبدیل شده است .تعجب
  • پوست صاف و بدون لکه با استفاده از راز دارم .متشکرم .
  • من دوستان بسیار زیادی جذب کردم که عاشق آنها هستم...متشکرم .
  • صدای من واقعا خوبه...ما یک باند داریم و اکنون در حال یادگیری نواختن گیتار هستم .
  • من گوشی iphone 4 را که عاشقش بودم بدست آوردم....متشکرم .

 

دختر 15 ساله از آتن

لینک داستان :http://thesecret.tv/stories/stories-read.html?id=15101

 

شادی : این یکی از الهام بخش ترین داستان هایی بوده که خوندم!!!!

 

 

 

 

[ ۱۳٩٢/٤/۱٤ ] [ ۱:٤۸ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

توسط: الی از ایران

سلام دوستان! من هم مثل بقیه  می خواهم از راندای عزیز که زندگی ما را در جهت بهتر شدن تغییر داده تشکر کنم. ازتو خیلی متشکرم. از همه شما که  داستان های  باشکوه خودتان را به اشتراک گذاشته اید تشکر می کنم.  من هر روز آنها را می خوانم  و الهام بخش من هستند.

داستان من از زمانی شروع شد که دوست * پسرم مرا تنها گذاشت. من کاملا داغون شدم. و اوضاع زمانی بدتر شد که متوجه شدم اندکی پس از جدایی مان با دختر دیگری ملاقات می کند. من نمی دانستم جز گریه کردن و افسرده بودن چه کار دیگری انجام دهم.

در این زمان  "راز" به زندگی من وارد شد. من کتاب راز را تصادفی در کتاب فروشی  دیدم و آن را خریدم.  بعد از خواندن کتاب فهمیدم که تمام آن اتفاقات را من بدون اطلاع به  زندگی خودم جذب کرده بودم. به یاد آوردم که واقعا از این که او مرا رها کند  و با دختری بلوند رابطه برقرار کند می ترسیدم و این دقیقا همان چیزی بود که اتفاق افتاد!  او با یک دختر بلوند ملاقات می کرد!!

بنابراین تصمیم گرفتم همه چیز را تغییر دهم. بر خلاف بقیه ، من نمی خواستم که او را به زندگی ام برگردانم چرا که تمام  تفکرات من باعث شده بود به این نتیجه برسم که او جفت روحی من نیست.

من یک لیست برای جفت روحی ام درست کردم. اکنون من دیگر می دانستم که چه  مشخصاتی در یک مرد می خواهم . بنابراین لیستی حاوی 200 ویژگی مرد ایده آلم را تهیه کردم. من تصویری از خودم و یک مرد طراحی کردم، او را تجسم کردم، یک تابلوی تجسم درست کردم و هر چه که راز گقته بود انجام دادم. من حتی یک تاریخ برای ملاقاتمان تعیین کردم اما آن روز فرا رسید و هیچ اتفاقی نیفتاد!!

من عصبی و افسرده شدم اما بعد اوضاع را به حال خودش رها کردم. این دقیقا کاری بود  که من از ابتدا باید انجام می دادم  اما نمی دانستم.

بعد از 2 ماه بهترین دوست من می خواست به یک مصاحبه شغلی برود بنابراین از من خواست تا همراه او بروم. اگرچه من بی میل بودم اما به هر حال قبول کردم. اوه!...

او آنجا بود! جفت روحی من!   او قرار بود رییس دوست من باشد. او در اولین نگاه عاشق من شد! می توانید باور کنید؟ ما الان با هم هستیم و قصد داریم که به زودی ازدواج کنیم. لبخند

می توانم بگویم که او 190 ویژگی از 200 ویژگی را که در لیستم نوشته بودم را داراست!

می توانم اطمینان دهم که این راز کاملا واقعی است. شما فقط احتیاج دارید که عجله نداشته باشید و صبر داشته باشید. من همچنین  می دانم که هم اکنون در مسیر جذب پول فراوان هستم. آیا فکر می کنید می توانم؟ من که امید زیادی دارم لبخند

برایتان شادی و عشق آرزومندم.

درباره من:

یک دختر 22 ساله با رویاهای فراوان

لینک:

http://thesecret.tv/stories/stories-read.html?id=21159

 

[ ۱۳٩٢/٤/۱۳ ] [ ٥:٥٤ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

شما قوی ترین آهنربا در تمام کائنات هستید. بنابراین هر احساسی که امروز شما در درون خود دارید ، مقدار بیشتری از همان ها را به زندگی آینده خود جذب می کنید:

احساس نگرانی، نگرانی بیشتری را جذب می کند

اضطراب، اضطراب بیشتری را جذب می کنذ

شاد نبودن، غمگینی بیشتری را جذب می کند

نارضایتی، نارضایتی بیشتری را جذب می کند

و ... لبخند

لذت، لذت بیشتری را جذب می کند

شادی، شادی بیشتری را جذب می کند لبخند

آرامش، آرامش بیشتری را جذب می کند

شکرگزاری، موارد قابل شکرگزاری بیشتری را جذب می کند

مهربانی، مهربانی بیشتری را جذب می کند

احساس عشق، عشق بیشتری را جذب می کند

احساس ثروتمندی، ثروت بیشتری را جذب می کند

پس این یک کار درونی است. شما برای این که جهان پیرامون خودتان را تغییر بدهید، تمام کاری که لازم است انجام بدهید این است که احساس درونی خودتون رو تغییر بدید.روش آسونیه مگه نه؟

همین حالا لذت رو احساس کنید...

 

[ ۱۳٩٢/٤/۱٢ ] [ ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

من قبلا هم داستانی در مورد رویدادهایی که در اثر استفاده آگاهانه از قانون جذب برایم اتفاق افتاده بود، در سایت راز ثبت کرده بودم.

من در یک جدایی سخت و مشکل به سر میبردم و از اقدام به هر گونه تلاشی برای این که دوباره رابطه مون دوباره از سر بگیره ناامید بودم.

من شروع به استفاده از قاون جذب کردم و دیدگاه خودم رو از حالت منفی و ناامیدی به سمت مثبت اندیشی و امید و انتظار تغییر دادم.

در طول چند روز و هفته اخیر، خیلی چیزها بین من و پارتنرم بهبود پیدا کرد تا اینکه امروز اون بهم زنگ زد و گفت که عاشق من هست و میخواد با من ازدواج کنه و باقی عمرش رو با من سپری کنه!

این " دقیقا" همون چیزی بود که من تمام این مدت امیدوار بودم وآارزو داشتم که بشنوم. من خیلی خیلی خوشحال هستم و راجع به ازدواج با کسی که عاشقش هستم و اون هم عاشق منه، هیجان زده هستم.

این بزرگترین رویای من بود و من این رویا رو به حقیقت بدل کردم.

از ته دلم میدونم که  ما تقدیرمون اینه که با هم باشیم و یک زندگی زیبا و شاد و سرشار از عشق و شفقت رو  داشته باشیم. من تا ابد بابت راز و راندا برن برای اینکه بهم کمک کرد تا رویام رو واقعیت ببخشم ، سپاسگزار خواهم بود.

برای هر کسی که این ماجرا رو میخونه عشق و ارتعاشات مثبت فراوانی نثار میکنم. خالصانه امیدوارم و دعا میکنم که تمام رویاها وآارزوهای شما به واقعیتی درخشانتر از طلوع آفتاب بدل بشه!!

راجع به من: خانم اس آر کی پی، از هندوستان

لینک :

http://www.thesecret.tv/stories/stories-read.html?id=20191

[ ۱۳٩٢/٤/۱۱ ] [ ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

تصور کنید یک ایمیل به کائنات درباره هرچه می خواهید می نویسید، زمانی که خوشحال هستید و واضح خواسته هایتان را توضیح داده اید دکمه ارسال را می زنید و ایمیلتان به کائنات ارسال می شود . باید بدانید که سرور ایمیل کائنات یک سرور اتوماتیک است و به همه ایمیل ها پاسخ می دهد. اگر نگران و مضطرب باشید که انچه را که درخواست کرده اید دریافت نمی کنید ، این کار مثل این است که شما ایمیل دیگری به کائنات می زنید که رسیدگی به خواسته تان را متوقف می کند و تعجب می کنید که چرا آن را دریافت نمی کنید . 

همیشه به یاد اشته باشید  کائنات مثل یک سرور اتوماتیک است که به همه خواسته ها پاسخ می دهد  پس با ابراز نگرانی فقط آن را از خود دور می کنید . آرام باشید و بدانید آن را دریافت خواهید کرد لبخند

[ ۱۳٩٢/٤/۱۱ ] [ ۱:۳۸ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

به مدت 6-7 ماه من و همسرم بنا به دلایلی جدا ازهم زندگی می کردیم. من کاملا شوکه و آشفته شده بودم. من تلاش می کردم که رابطه مون رو  درست کنم. اما همه چیز بر خلاف چیزی که فکر میکردم  و تلاشهای صمیمانه ای که برای بهبود رابطه مون انجام دادم، پیش رفت.

 در اون روزها برادر شوهر من کتاب " راز " رو به من داد و به من گفت که کتاب رو با صمیم قلب بخونم و تمام  فوت و فن های معجزه آسای ارائه شده در کتاب رو دنبال کنم و در مورد هر چه که میخواهم انجام بدم مطمئن و با ایمان باشم.

بعد از خوندن کتاب راز، من تمام فوت و فن های آن شامل تجسم کردن و ایمان قوی رو بکار بردم. من شروع به لذت برن از هر روز و هر لحظه زندگیم کردم و ایمان داشتم که من قبلا معشوق، شریک زندگی و همسر عزیزم رو به دست اوردم و ما داریم با شادمانی زندگی مشترک دلپذیرمون رو سپری میکنیم.

من همچنین یک تاریخ معین بر چک راز قرار دادم و هر روز تجسم کردم که همسر من قبلا به حساب من در تاریخ مذبور انتقال یافته !

جای شگفتیه که که من کم کم ذهن همسرم رو به سمت خودم معطوف کردم و امروز ما دوباره با داریم با شادمانی زندگی میکنیم.

و همه چیز همون طور که من آرزو کرده بودم اتفاق افتاد. او خیلی منو دوست داره و از من مثل یک گل مراقبت میکنه. ما هر لحظه از زندگیمون رو با هم سپری می کنیم و رابطه ای به شفافیت بلور بین ما وجود داره. من ذهن او، قلب او ، و ایمان او رو دوباره به دست آوردم.

بنابراین، تمام رویاهای من به حقیقت پیوستند. تشکر قلبی خودم رو نسبت به راندا برن و تمام تیم راز که سبب تغییر زندگی میلیونها انسان در سرتاسر جهان شدند ابراز میکنم.

از تمام کسانی که سرگذشت مرا خواندند تشکر میکنم. از هر ثانیه زندگیتان لذت ببرید. امیدوارم زندگی پر از شادی و لذتی داشته باشید.

در مورد من :

م از هند، یک خانم خانه دار 28 ساله

لینک: http://www.thesecret.tv/stories/stories-read.html?id=19593

[ ۱۳٩٢/٤/۱٠ ] [ ٦:٢٠ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

خیلی از ما انسانها زمانی درخواست سلامتی می کنیم که آن را در چنگ نداریم ، اما می توانیم در هر زمانی آن را طلب کنیم . از قدرت درونتان برای دریافت سلامتی کامل استفاده کنید و هر روز برای خود و دیگران سلامتی درخواست کنید.

شاد باشید . لبخند

[ ۱۳٩٢/٤/۸ ] [ ٢:٠٢ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

استرس، نگرانی و دل واپسی ناشی از معطوف کردن افکارتان به آینده و تصور کردن اتفاقات بد است. این تمرکز بر روی چیزهایی است که نمی خواهید. زمانی که متوجه شوید که ذهن شما به یک آینده منفی معطوف گردیده است، فقط بر لحظه حال تمرکز کنید. خودتان را به لحظه حال برگردانید. چرا که در لحظه کنونی آرامش مطلق وجود دارد.

[ ۱۳٩٢/٤/۳ ] [ ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

روند خلق برای همه چیز یکسان است، چه بخواهید موردی را به زندگیتان جذب کنید یا مورد منفی را از زندگی خود دور کنید روند یکسان است .

اگر عادت بدی دارید که می خواهید آن را ترک کنید ، یا مورد منفی دیگری را از زندگیتان حذف کنید ، فقط باید روی چیزی که می خواهید تمرکز کنید ، یعنی اکنون باید خودتان را در وضعیتی مجسم کنید که از آن مورد منفی رها هستید . خودتان را شاد و رها تصور کنید . هر تصویری از خود با شرایط منفی را از ذهنتان پاک کنید ، خودتان را طوری که دوست دارید باشید تصور کنید و احساس کنید که همانگونه شده اید .لبخند

[ ۱۳٩٢/٤/۱ ] [ ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

در ابتدا می خواهم  ابراز قدردانی کنم از اینکه با راز آشنا شدم و از راندا برن و تیم راز تشکر کنم .

من بعد از فارغ التحصیلی از مدرسه با راز آشنا شدم . در واقع کتاب را به عنوان هدیه از یکی از دوستانم دریافت کرده بودم .من نمی دانستم کتاب درباره ی چه چیزی هست و به چه کاری می آید . ماه ها بعد یک شب که بیکار بودم تصمیم گرفتم کتاب را بخوانم.  در حالی که شگفت زده شده بودم فهمیدم چرا آنچه که برای من اتفاق افتاده، اتفاق می افتاده است .

من از مردی خوشم می آمد و تصمیم گرفتم که با راز او را جذب کنم ولی همچنان افکار منفی داشتم و موفق نمی شدم .

موضوع را رها کردم اما همچنان رابطه های دیگرم را با افکار منفی خراب می کردم .

در ژانویه 2013  ، مرد رویاهایم را ملاقات کردم .او همه آن ویژگیهایی که من می خواستم و حتی بیشتر از آنچه که می خواستم را داشت، بنابراین مصمم شدم که او را شریک زندگی خودم کنم . لبخند

کتاب قدرت و جادو را دانلود کردم و مداوم آنها را می خواندم و چیزی که قدرت و جادو برای من انجام دادند شگفت انگیز بود .

من متوجه شدم نه تنها به خودم بلکه باید به همه چیز از جمله مرد مورد علاقه ام عشق از خود ساطع کنم .

بنابراین یک دفتر شکرگزاری برای خودم تهییه کردم و در آن هر روز لیست مواردی را که بابت آنها شکرگزار بودم قرار دادم .

نتایج عالی دریافت کردم و زندگی ام تغغیر کرد .

در ابتدا شغلم را تغییر دادم زیرا از آن متنفر بودم و شغلم را رها کردم و برای شغل جدیدی اقدام کردم و آن را بدست آوردم .ماشین جدیدی برای روز تولدم هدیه گرفتم و توانستم هزینه های تحصیلم را خودم بپردازم و از همه مهمتر با مرد مورد علاقه ام ارتباط پیدا کردم و برای آشنایی بیشتر با هم قرار می گذاشتیم . به خاطر دارم که به دوستانم گفته بودم که من او را مال خود خواهم کرد،نمی دانستم چگونه این کار را انجام خواهم داد ولی در نهایت این کار را انجام دادم !!!!

هر روز تصور می کردم که او از من درخواست می کند که دوست*دخترش شوم و از من می خواهد که با خانواده اش آشنا شوم و همه کارها را با هم مثل یک زوج انجام دهیم .

من به گونه ای رفتار می کردم و راجع او با دوستانم صحبت می کردم که گویا او هم اکنون دوست * پسر من شده است . در ماه می در مورد اینکه چقدر برای هم مناسب هستیم صحبت کردیم و اکنون یک زوج هستیم . حالا من خوشحال تر از همیشه هستم .

اگرچه  من اکنون با مرد مورد علاقه ام هستم ولی همچنان به عشق فرستادن ادامه می دهم . هر روز 5 چیزی را که بابت آن شکرگزار و 5 چیزی را که درباره شریک زندگی ام دوست دارم وشکرگزارش هستم می نویسم ، این کار رابطه ما را روز به روز بهتر می کند .

کتاب مورد علاقه ام کتاب قدرت است زیرا به سادگی توضیح داده که چگونه می توانید زندگیتان را بهتر کنید . عشق ، شکرگزاری و گفتن متشکرم . مهم نیست چیزی که طالب آن هستید چقدر بزرگ یا کوچک باشد همیشه بگویید متشکرم . به هرکسی که با شما تماس دارد عشق بفرستید زیرا 10 برابر آن به شما باز خواهد گشت .

چیزی که من یاد گرفتم این است که شما باید همسر، دوست*دختر، دوست*پسر، شوهر یا زن خود را همانگونه که هستند دوست بدارید و عشق شما رابطه را تغییر خواهد داد و آن را بهتر خواهد کرد .

اکنون من با همه چیزهایی که در زندگی دارم مثل : شغلم، دوستانم ، مدرسه ام ، ماشینم، پولم و فردی که عاشقش هستم خوشحالم .

بخاطر همه آنها شکرگزارم و می دانم شکرگزاری زندگی مرا بهتر خواهد کرد .

از همه کسانیکه داستانشان را در سایت راز قرار می دهند متشکرم زیرا این داستان ها روحیه ی مرا قویتر می کردند .

خطاب به کسی که این داستان را می خواند، مهم نیست رویاهایت بزرگ یا کوچک باشند هیچ وقت آنها را رها نکن . روی آن چیزی که می خواهی تمرکز کن و باور کن آن چیز مال تو شده است و خواهد شد .

از طرف یک دختر 20 ساله که عشق زندگی اش را پیدا کرد .

من همیشه شکرگزار خواهم بود و عشق ساطع خواهم کرد و می دانم که زندگی ام با این روش عالی خواهد شد .لبخند

 

 لینک داستان : http://thesecret.tv/stories/stories-read.html?id=22919

 

  

 

[ ۱۳٩٢/۳/۳٠ ] [ ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

شما می توانید با افکارتان به دیگران کمک کنید ودیگران نیز می توانند به شما کمک کنند .هر فکر مثبتی که برای دیگری می فرستید یک نیروی حیات بخش است ، اما شخص دریافت کننده نیز باید خواهان همان افکاری که شما به سویش می فرستید باشد. اگر آن شخص طالب این افکار و انرژی شما نباشد در هماهنگی با فرکانس افکارتان قرار ندارد و این افکار در او نفوذ نخواهد کرد .

شما نمی توانید زندگی دیگران را بر علیه آنچه آنها می خواهند تغییر دهید اما اگر این افکار همان هایی باشد که آنها می خواهند، افکار شما نیرویی دارد که می تواند کمکشان کند . لبخند

[ ۱۳٩٢/۳/٢۸ ] [ ٩:٠۱ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

زمانی که از مسائلی در زندگیتان شکایت می کنید روی فرکانس شکایت کردن قرار گرفته اید و نمی توانید چیزهایی را که می خواهید جذب کنید، فرکانس افکار خود را تغییر دهید و آن را روی فرکانس شادی وشکرگزاری قرار دهید، اولا باعث می شود حال وهوای خوبی پیدا کنید و ثانیا آنچه را که می خواهید می توانید جذب کنید .

[ ۱۳٩٢/۳/٢٦ ] [ ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

 نوشته شده توسط شادای

از خانواده راز تشکر می کنم . شما زندگی را برای ما آسان کردید .

تقریبا حدود چهار پنج سالی است که من از راز استفاده می کنم و نتایج شگفت آوری از آن دریافت کردم ولی همه رابطه هایم خوب نبودند و با این که زن مستقلی هستم ولی دوست داشتم یک رابطه خوب داشته باشم و زمانی که به این مساله فکر می کردم ناراحت می شدم .

من کسی را داشتم که واقعا به من علاقمند بود .او برای مدت طولانی ای عاشق من بود ولی من هیچ توجهی به او نمیکردم و بی ادبانه رفتار می کردم . به مدت 5 سال تلاش کرد تا مرا متقاعد کند و درنهایت منصرف شد . حدود یک سال گذشت و هیچ خبری از او دریافت نکردم .

 نمی دانم چرا ولی مدتی بود که ذهنم درگیر بود و مدام به او فکر میکردم .یک روزصبح  به خاطر خوبیهایش در دل از او تشکر کردم و در آلبومم نوشتم که می خواهم خبری از او بشنوم .

تصمیم داشتم در تعطیلات زمستانی به ملاقات اقوامم که ساکن شهری هستند که او در آن زندگی می کند بروم. آرزو داشتم که او را در آن شهر ببینم . همه آرزوهایم را در آلبومم نوشتم و شب هنگام خواب هم از او در ذهنم به خاطر تمام عشقی که به من داده بود و کارهایی که برایم انجام داده بود تشکر کردم .

خیلی عجیب بود ، صبح روز بعد  یک پیغام از او دریافت کردم . می توانید باور کنید ؟پیامش را جواب دادم و قرار ملاقات گذاشتیم !!!!!

لینک داستان http://thesecret.tv/stories/stories-read.html?id=20107

 

[ ۱۳٩٢/۳/٢۳ ] [ ۱:٥٦ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

گذشته و آینده ای برای قانون جذب وجود ندارد، فقط زمان حال. بنابراین مدام از گذشته خود با کلمات سخت و پر درد و یا هر عبارت منفی دیگری یاد نکنید .

به یاد داشته باشید که قانون جذب فقط در زمان حال عمل می کند پس وقتی مدام از گذشته خود با عبارات منفی صحبت می کنید قانون جذب این کلمات را دریافت می کند و همان را به شما بازمی گرداند .

شاد باشید .

[ ۱۳٩٢/۳/٢۱ ] [ ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

چیزهایی که بیشتر در زندگی شما ظاهر می شوند همان موضوعاتی هستند که بیش از بقیه مسائل آنها را باور دارید .شما فقط می توانید آنچه را که باور دارید جذب کنید . پس هر آنچه را می خواهید باور کنید تا بتوانید آن را جذب کنید .

[ ۱۳٩٢/٢/٢٢ ] [ ٢:۱۳ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

آدم ها دو دسته اند :

دسته اول اعتقاد دارند : باید ببینم تا باور کنم !

دسته دوم : باید باور کنم تا ببینم !!!

[ ۱۳٩٢/٢/۱۸ ] [ ۸:٢۱ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

می دانم که کائنات از طریق قانون جذب، همه چیز به هر کس می دهد . من این توانایی را دارم که هر آنچه دلم بخواهد انتخاب کنم . وفور نعمت در همه چیز وجود دارد . من این توانایی را دارم که از طریق افکار و احساسم به وفور نعمت نامرئی بی حد و حصر تلنگری بزنم و آن را وارد زندگی ام کنم .

[ ۱۳٩٢/٢/۱٧ ] [ ٦:٠٩ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

ندا و بصیرت درونی من به مراتب بیشتر ، ژرف تر ، واضح تر و رساتر از عقاید و نظریات بیرونی است . من حاکم بر زندگی خودم هستم و کائنات جوابگوی هر امر من است . راجع به هر آنچه می خواهم فکری جدید می کنم، آنها را حس می کنم و شاکر هستم که عملی شده اند .

[ ۱۳٩٢/٢/۱٦ ] [ ۸:٠٩ ‎ق.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

از همین حالا تغییر باورهایم را شروع می کنم و به مسائلی متفاوت متعقد می شوم : " در کائنات وفور نعمت بیش از حد است " ، من جوانتر می شوم ، من توان مالی داشتن خانه ای بزرگ را دارم ." پس من می توانم باورها را هرطوری که دلم بخواهد از طریق قانون جذب خلق کنم .

[ ۱۳٩٢/٢/۱٤ ] [ ٩:٢٧ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

در هر مذهب و آیینی به ما گفته شده که ایمان بیاورید. ایمان به این معنی است که شما نمی دانید چگونه ولی یقین دارید که آرزو و خواسته شما به شما داده خواهد شد و تنها کاری که لازم است انجام دهید این است که آرامش داشته باشید و به کائنات اجازه دهید که خواسته تان را جذب کند .

[ ۱۳٩۱/۱٢/٦ ] [ ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

هر چیزی که دلم می خواهد - لذت ، عشق ، وفور نعمت ، کامیابی ، خیر و برکت - در دنیا وجود دارد و آماده است تا به آن چنگ بیندازم .

من عزم خود را جزم کرده ام و در اشتیاق آنچه می خواهم هستم . می دانم که عالم تک تک چیزهایی را که می خواهم ، در اختیارم می گذارد ، پس چیزهای زیبا را در مورد خودم شناسایی می کنم و آنها را مورد خیر و برکت قرار می دهم .

[ ۱۳٩۱/۱٢/٤ ] [ ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

برای اینکه هر آنچه را می خواهم از حالت نامرئی به حالت مرئی در آورم ، این میانبر را امتحان می کنم :

هر آنچه را می خواهم به عنوان حقیقت محض می بینم زیرا وقتی چیزی را در ذهنم به تصویر می کشم ، می دانم آن حقیقت است و جای هیچ شک و شبه اب در آشکار شدن آن وجو ندارد .

[ ۱۳٩۱/۱٢/٢ ] [ ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

می دانم که هیچ چیزی از خارج ایجاد نمی شود و هر چیزی از فکر و احساس درونی ام حاصل می شود . ذهن من قدرت خلاق تمام چیزهاست. توانایی من در فکر کردن و هر آنچه با فکرم ایجاد می کنم ، بی حد و حصر است .

اجازه نمی دهم فکر محدودیت وارد ذهنم شود .

[ ۱۳٩۱/۱٢/۱ ] [ ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

زمانی که خودتان را در یک موقعیت منفی و یا ناخوشایند با شخصی می بینید ، چند دقیقه از روزتان را به فرستادن احساسات خوب و همراه با عشق به آن شخص اختصاص دهید . انجام همین کار کوچک با عث می شود خشم و عصبانیت شما نسبت به آن فرد از بین برود.

به یاد داشته باشید که احساس خشم و عصبانیت و احساسات منفی به سوی شما باز می گرددو احساس عشق همان را به سوی شما بازمی گرداند .هر حسی که شما به کسی داشته باشید همان به سوی شما بر می گردد

[ ۱۳٩۱/۱٢/۱ ] [ ٧:٤٠ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

شما میتوانید هر چیزی را که می خواهید به دست آورید : َشادی ، سلامتی ، ثروت

کتاب راز همه رازهایی را که با آن می توانید تمام جنبه های زندگی خود را تغییر دهید فاش می کند . بوسله راز شما میتوانید هر ضعف و رنجی را به شادی ، سلامتی و قدرت تبدیل کنید .

هر چیزی ممکن است و هیچ چیز غیرممکن نیست . هیچ محدودیتی وجود ندارد ، اگر از این راز بزرگ استفاده کنید  هر آرزوی شما می تواند به واقعیت تبدیل شود .

[ ۱۳٩۱/۱۱/۱٧ ] [ ٦:۳٤ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه