داستان های راز (قانون جذب )

در این وبلاگ داستان واقعی راز و موفقیت هایی که افراد با استفاده از راز یا همون قانون جذب به خواسته هاشون رسیدن از وب سایت اصلی راز (www.thesecret.tv) به صورت ترجمه شده قرار گرفته. همچنین آموزش های روزانه و هفتگی راز هم تو همین وبلاگ قرار داده می شه . امیدوارم که مطالب بتونه الهام بخش همه هم وطنای عزیزم در استفاده از قانون جذب باشه .

سلام دوستای گلم...من اومدم بعد از غیبت صغری لبخند

دلم واسه همتون تنگ شده....از همکار عزیزم که آپ می کرد و این مطالب زیبارو گذاشته تشکر ویژه دارم  قلب مرسی مری جون قلب وی لاو یو قلب

اومودم یه داستان خیلییییییییییی قشنگ براتون بزارم ....منظور از قشنگ الهام بخشه و نکته دار چشمک

 

من که خیلی دوسش دارم....امیدوارم شمام خوشتون بیاد و این مدلی زندگی کنید.

لبخند

 

 

*********

 

 

نوشته شده توسط دختری کوچک با رویاهای بزرگ از استرالیا

 

من یه دختر کوچیکی بودم با آرزوهای بزرگ و تجربه های ماجراجویانه و شگفت انگیز !

می دونستم که زندگی باید خاص و زیبا باشه و همینطور هم بود ولی بزرگ شدن در خانواده ای با مشکلات زیاد مثل اعتیاد و سو استفاده های فیزیکی و ... باعث شد  رویاهامو از دست بدم و احساس کردم زندگی هیچ لذتی نداره .

 از 15 سالگی تا 28 سالگی افسرده بودم و حتی یک بار اقدام به خودکشی هم کردم .

هر کس ازم می برسید چرا افسردم....همه می گفتن من جوان و زیبام و هنوز خیلی چیزای خوبی رو می تونم تجربه کنم ....خوب خودمم اینجوری فکر می کردم ولی اتفاقاتی که واسم افتاده بود باعث می شد نتونم زندگیمو تغییر بدم .

 

زندگی من 6 سال پیش وقتی به وطنم برگشتم و عاشق همبازی بچگیهام شدم عوض شد ! اون تمام خصوصیاتی که من دوست داشتم یه مرد داشته باشه رو داشت....خوشتیپ، باهوش، قوی ، دوست داشتنی، مهربون، وفادار و خلاق.چشمک زندگی برای من دوباره زیبا شد من می دونستم که می تونم اونو وارد زندگیم کنم جون حس می کردم اون تنها کسی هست که دوست دارم باهاش ازدواج کنم .

 

خلاصه می خوام بگم چطور راز زندگیمو تغییر داد ...به خاطر گذشتم من این مرد شگفت انگیز رو از خودم دور کردم اگرچه خیلی عاشقش بودم و می دونستم که اون همون کسی هست که می خوام .

من کم کم شک کردم که آیا واقعا لایقش هستم یا نه و همش ترس از دست دادن داشتم و مخصوصا ترس اینکه اون با یکی دیگه باشه و سرانجام این اتفاق افتاد !

 خیلی پریشون شده بودم و تمرکزم همش رو چیزای بد بود تا اینکه وضعیت به قدری بد شد که حتی حاضر نبود باهام صحبت کنه !

 

رفتار اون باعث شده بود من اعتمادم رو به مردها از دست بدم....با اینکه همه چیز بین ما بد پیش می رفت من ته دلم می دونستم که اون همون شخصیه که می خوام باهاش باشم و هیچ کس دیگه ای نمی تونه جای اونو برام بگیره ! حتی قبل از دونستن راز فکر می کردم اگه ایمان کامل داشته باشم حداقل می تونم باهاش دوست باشم و برای این دعا می کردم .

بارها در این 5 سال من اونو به خودم نزدیک می کردم و دوباره با افکارم باعث می شدم عقب بکشه ! می دونستم که دوستم داره ولی افکار من فقط حول دوست بودن متمرکز بود و فکر می کردم بهتر از اینکه اصلا اونو تو زندگیم نداشته باشم چون یه رابطه جدی با دختر دیگه ای شروع کرده بود .

همچنان این فکر رو که من عاشقشم و اونم عاشق منه تو ذهنم داشتم . تا اینکه یک ونیم سال پیش همه چیزتغییر کرد. من راز و کتابای دیگه ای رو خونده بودم ولی چون درست اجرا نمی کردم نتایج درهم بر هم می گرفتم . تا اینکه شنیدم نامزد کرده و دیواری بین من و اون کشیده شد و رابطم با دوستان و خانواده بهم ریخت و شغلم رو از دست دادم .

این بار که راز رو خوندم تصمیم گرفتم در اون غرق بشم . فهمیدم که باید با اون غذا بخورم( داشتم ترجمه می کردم بخورمش  !!!)، با اون نفس بکشم و باهاش بخوابم  تا اینکه کاملا جزئی از وجود من شد و تمام افکارم مثبت شد.

در عرض دو ماه زندگی من به قدری تغییر کرد که خودمم نمی تونستم زندگیمو بشناسم!!!

 

من تو این دو ماه یک ماشین با برند عالی که فقط می تونستم تو رویا ببینمش جذب کردم، یک تجارت  که داره تبدیل به تجارت مالتی میلیونری میشه و یک خونه ی زیبا در فرانسه و میلیونها دلار پول که از بخت آزمایی برنده شدم رو جذب کردم قلب

و از همه مهمترعشق من برگشت و ازم تقاضای ازدواج کرده! و الان داریم برنامه ریزی می کنیم که با هم به فرانسه بریم و اونجا زندگیمونو شروع کنیم .مژه

زندگی دوباره زیبا شده و اگه من دختری که به قول " مایکل بک ویس " هیچ چیز نداشت تونسته اینها رو جذب کنه شما هم می تونید.

متعهد شید که با راز زندگی کنید و اون موقع دنیای شما مثل رویا میشه.

من خیلی چیزای دیگه با راز جذب کردم....لباسای مورد علاقم....جای پارک  و وزن ایده آلم.

بزارید داستانم رو با یه جمله که وقتی شک می کردم بهم امید می داد تموم کنم " خدا همه چیزو تحت کنترل شما قرار داده و هیچ چیزی خارج از کنترل شما نیست ولی ما نمی تونیم اونارو تحت قدرت خودمون ببینیم." از کتاب مقدس

 ایمان داشته باشید و بهش برسید....خیلی ساده س.چشمکلبخند

 

 

 

لینک داستان :http://thesecret.tv/stories/stories-read.html?id=7131

 

 

 

 

[ ۱۳٩٢/٥/٢٧ ] [ ٢:۱٩ ‎ق.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه