داستان های راز (قانون جذب )

در این وبلاگ داستان واقعی راز و موفقیت هایی که افراد با استفاده از راز یا همون قانون جذب به خواسته هاشون رسیدن از وب سایت اصلی راز (www.thesecret.tv) به صورت ترجمه شده قرار گرفته. همچنین آموزش های روزانه و هفتگی راز هم تو همین وبلاگ قرار داده می شه . امیدوارم که مطالب بتونه الهام بخش همه هم وطنای عزیزم در استفاده از قانون جذب باشه .

توسط: الی از ایران

سلام دوستان! من هم مثل بقیه  می خواهم از راندای عزیز که زندگی ما را در جهت بهتر شدن تغییر داده تشکر کنم. ازتو خیلی متشکرم. از همه شما که  داستان های  باشکوه خودتان را به اشتراک گذاشته اید تشکر می کنم.  من هر روز آنها را می خوانم  و الهام بخش من هستند.

داستان من از زمانی شروع شد که دوست * پسرم مرا تنها گذاشت. من کاملا داغون شدم. و اوضاع زمانی بدتر شد که متوجه شدم اندکی پس از جدایی مان با دختر دیگری ملاقات می کند. من نمی دانستم جز گریه کردن و افسرده بودن چه کار دیگری انجام دهم.

در این زمان  "راز" به زندگی من وارد شد. من کتاب راز را تصادفی در کتاب فروشی  دیدم و آن را خریدم.  بعد از خواندن کتاب فهمیدم که تمام آن اتفاقات را من بدون اطلاع به  زندگی خودم جذب کرده بودم. به یاد آوردم که واقعا از این که او مرا رها کند  و با دختری بلوند رابطه برقرار کند می ترسیدم و این دقیقا همان چیزی بود که اتفاق افتاد!  او با یک دختر بلوند ملاقات می کرد!!

بنابراین تصمیم گرفتم همه چیز را تغییر دهم. بر خلاف بقیه ، من نمی خواستم که او را به زندگی ام برگردانم چرا که تمام  تفکرات من باعث شده بود به این نتیجه برسم که او جفت روحی من نیست.

من یک لیست برای جفت روحی ام درست کردم. اکنون من دیگر می دانستم که چه  مشخصاتی در یک مرد می خواهم . بنابراین لیستی حاوی 200 ویژگی مرد ایده آلم را تهیه کردم. من تصویری از خودم و یک مرد طراحی کردم، او را تجسم کردم، یک تابلوی تجسم درست کردم و هر چه که راز گقته بود انجام دادم. من حتی یک تاریخ برای ملاقاتمان تعیین کردم اما آن روز فرا رسید و هیچ اتفاقی نیفتاد!!

من عصبی و افسرده شدم اما بعد اوضاع را به حال خودش رها کردم. این دقیقا کاری بود  که من از ابتدا باید انجام می دادم  اما نمی دانستم.

بعد از 2 ماه بهترین دوست من می خواست به یک مصاحبه شغلی برود بنابراین از من خواست تا همراه او بروم. اگرچه من بی میل بودم اما به هر حال قبول کردم. اوه!...

او آنجا بود! جفت روحی من!   او قرار بود رییس دوست من باشد. او در اولین نگاه عاشق من شد! می توانید باور کنید؟ ما الان با هم هستیم و قصد داریم که به زودی ازدواج کنیم. لبخند

می توانم بگویم که او 190 ویژگی از 200 ویژگی را که در لیستم نوشته بودم را داراست!

می توانم اطمینان دهم که این راز کاملا واقعی است. شما فقط احتیاج دارید که عجله نداشته باشید و صبر داشته باشید. من همچنین  می دانم که هم اکنون در مسیر جذب پول فراوان هستم. آیا فکر می کنید می توانم؟ من که امید زیادی دارم لبخند

برایتان شادی و عشق آرزومندم.

درباره من:

یک دختر 22 ساله با رویاهای فراوان

لینک:

http://thesecret.tv/stories/stories-read.html?id=21159

 

[ ۱۳٩٢/٤/۱۳ ] [ ٥:٥٤ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه