داستان های راز (قانون جذب )

در این وبلاگ داستان واقعی راز و موفقیت هایی که افراد با استفاده از راز یا همون قانون جذب به خواسته هاشون رسیدن از وب سایت اصلی راز (www.thesecret.tv) به صورت ترجمه شده قرار گرفته. همچنین آموزش های روزانه و هفتگی راز هم تو همین وبلاگ قرار داده می شه . امیدوارم که مطالب بتونه الهام بخش همه هم وطنای عزیزم در استفاده از قانون جذب باشه .

از دوبی!

می خوام مطلبم رو با تشکر از راندا برن و تیمش شروع کنم. متشکرم ...متشکرم...متشکرم

داستان من از اینجا شروع میشه که مردی تو زندگیم بود که هر روز با هم بودیم و تمام جزئیات زندگیمونو با هم به اشتراک می گذاشتیم. این مرد واقعا به من علاقه داشت ولی من اونو به عنوان شریک زندگیم نمی دیدم. تا اینکه یک روز از من تقاضا کرد برای همیشه با اون باشم و من جواب رد بهش دادم . اما همینکه این مرد ازم دور شد متوجه شدم اون تنها کسی بوده که من می خوام باهاش باشم... تلاش می کردم دوباره باهاش ارتباط برقرار کنم . بهش زنگ می زدم...پیام می فرستادم و ایمیل می زدم ولی هر بار خیلی بی ادبانه جوابمو می داد.

 

ناامید شده بودم تا اینکه یک روز که داشتم تو اینترنت جستجو می کردم چه جوری فرد مورد علاقمو برگردونم با سایت راز آشنا شدم. من داستان هایی رو درباره روابط و الهامات نوشته شده بود رو خوندم و نوری از امید در من ایجاد شد. البته من فیلم راز رو چند وقت پیش به اصرار همون مرد دیدم ولی اصلا ازش استفاده نکرده بودم و راهنماییهاش رو دنبال نکرده بودم.

من خودمو متقاعد کردم که حتما دستورات راز رو اجرا کنم. شکرگزاری عادتم شده بود و مدام خودم و فرد مورد علاقمو دست تو دست می دیدم....و تصور می کردم لحظات خوبی با هم داریم و حتی تصور می کردم داریم با تلفن با هم حرف می زنیم.

من یه آلبوم شکرگزاری درست کرده بودم و تاریخی که می خواستم اون به من زنگ بزنه و حتی چی می خوام بگه رو توی اون آلبوم نوشته بودم. اصلا اجازه نمی دادم افکار منفی به ذهنم بیان حتی آلبوم آرزوها هم درست کرده و عکس هایی از اینکه با هم هستیم قرار داده بودم. فقط به نتیجه فکر می کردم که با هم بودنمون بود.

این جوری رفتار کردن سخت بود ولی من مدام داستان های راز رو  می خوندم و اصلا ایمانمو به کائنات و خدا از دست نمی دادم . اصلا فکر نمی کردم چطور قراره اتفاق بیفته چون اون بخش به من مربوط نمی شد. من فقط باید به نتیجه فکر می کردم.

 

و معجزه اتفاق افتاد...

بعد از دو ماه استفاده مرتب از راز اون به من زنگ زد و حرفایی رو که می خواستم بشنوم بهم زد. و می دونم تعجب نمی کنید اگه بگم خیلی نزدیک به تاریخی که مشخص کرده بودم این اتفاق افتاد و این معجزه قانون جذبه!!! تعجبتعجبقلب

 

می خوام بگم هیچ وقت ایمانتونو از دست ندید و بدونید که راز یک جادو هست که شما رو به شادی می رسونه...به خودم قول داده بودم هر وقت فرد مورد علاقم برگشت داستانمو بنویسم و حالا اونو برای شما می فرستم و امیدوارم امید بخش شما تو رسیدن به خواسته هاتون بشه. لبخند

[ ۱۳٩۳/٤/٢۱ ] [ ٧:٢٦ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه