داستان های راز (قانون جذب )

در این وبلاگ داستان واقعی راز و موفقیت هایی که افراد با استفاده از راز یا همون قانون جذب به خواسته هاشون رسیدن از وب سایت اصلی راز (www.thesecret.tv) به صورت ترجمه شده قرار گرفته. همچنین آموزش های روزانه و هفتگی راز هم تو همین وبلاگ قرار داده می شه . امیدوارم که مطالب بتونه الهام بخش همه هم وطنای عزیزم در استفاده از قانون جذب باشه .

سلام دوستای گلم...من اومدم بعد از غیبت صغری لبخند

دلم واسه همتون تنگ شده....از همکار عزیزم که آپ می کرد و این مطالب زیبارو گذاشته تشکر ویژه دارم  قلب مرسی مری جون قلب وی لاو یو قلب

اومودم یه داستان خیلییییییییییی قشنگ براتون بزارم ....منظور از قشنگ الهام بخشه و نکته دار چشمک

 

من که خیلی دوسش دارم....امیدوارم شمام خوشتون بیاد و این مدلی زندگی کنید.

لبخند

 

 

*********

 

 

نوشته شده توسط دختری کوچک با رویاهای بزرگ از استرالیا

 

من یه دختر کوچیکی بودم با آرزوهای بزرگ و تجربه های ماجراجویانه و شگفت انگیز !

می دونستم که زندگی باید خاص و زیبا باشه و همینطور هم بود ولی بزرگ شدن در خانواده ای با مشکلات زیاد مثل اعتیاد و سو استفاده های فیزیکی و ... باعث شد  رویاهامو از دست بدم و احساس کردم زندگی هیچ لذتی نداره .

 از 15 سالگی تا 28 سالگی افسرده بودم و حتی یک بار اقدام به خودکشی هم کردم .

هر کس ازم می برسید چرا افسردم....همه می گفتن من جوان و زیبام و هنوز خیلی چیزای خوبی رو می تونم تجربه کنم ....خوب خودمم اینجوری فکر می کردم ولی اتفاقاتی که واسم افتاده بود باعث می شد نتونم زندگیمو تغییر بدم .

 

زندگی من 6 سال پیش وقتی به وطنم برگشتم و عاشق همبازی بچگیهام شدم عوض شد ! اون تمام خصوصیاتی که من دوست داشتم یه مرد داشته باشه رو داشت....خوشتیپ، باهوش، قوی ، دوست داشتنی، مهربون، وفادار و خلاق.چشمک زندگی برای من دوباره زیبا شد من می دونستم که می تونم اونو وارد زندگیم کنم جون حس می کردم اون تنها کسی هست که دوست دارم باهاش ازدواج کنم .

 

خلاصه می خوام بگم چطور راز زندگیمو تغییر داد ...به خاطر گذشتم من این مرد شگفت انگیز رو از خودم دور کردم اگرچه خیلی عاشقش بودم و می دونستم که اون همون کسی هست که می خوام .

من کم کم شک کردم که آیا واقعا لایقش هستم یا نه و همش ترس از دست دادن داشتم و مخصوصا ترس اینکه اون با یکی دیگه باشه و سرانجام این اتفاق افتاد !

 خیلی پریشون شده بودم و تمرکزم همش رو چیزای بد بود تا اینکه وضعیت به قدری بد شد که حتی حاضر نبود باهام صحبت کنه !

 

رفتار اون باعث شده بود من اعتمادم رو به مردها از دست بدم....با اینکه همه چیز بین ما بد پیش می رفت من ته دلم می دونستم که اون همون شخصیه که می خوام باهاش باشم و هیچ کس دیگه ای نمی تونه جای اونو برام بگیره ! حتی قبل از دونستن راز فکر می کردم اگه ایمان کامل داشته باشم حداقل می تونم باهاش دوست باشم و برای این دعا می کردم .

بارها در این 5 سال من اونو به خودم نزدیک می کردم و دوباره با افکارم باعث می شدم عقب بکشه ! می دونستم که دوستم داره ولی افکار من فقط حول دوست بودن متمرکز بود و فکر می کردم بهتر از اینکه اصلا اونو تو زندگیم نداشته باشم چون یه رابطه جدی با دختر دیگه ای شروع کرده بود .

همچنان این فکر رو که من عاشقشم و اونم عاشق منه تو ذهنم داشتم . تا اینکه یک ونیم سال پیش همه چیزتغییر کرد. من راز و کتابای دیگه ای رو خونده بودم ولی چون درست اجرا نمی کردم نتایج درهم بر هم می گرفتم . تا اینکه شنیدم نامزد کرده و دیواری بین من و اون کشیده شد و رابطم با دوستان و خانواده بهم ریخت و شغلم رو از دست دادم .

این بار که راز رو خوندم تصمیم گرفتم در اون غرق بشم . فهمیدم که باید با اون غذا بخورم( داشتم ترجمه می کردم بخورمش  !!!)، با اون نفس بکشم و باهاش بخوابم  تا اینکه کاملا جزئی از وجود من شد و تمام افکارم مثبت شد.

در عرض دو ماه زندگی من به قدری تغییر کرد که خودمم نمی تونستم زندگیمو بشناسم!!!

 

من تو این دو ماه یک ماشین با برند عالی که فقط می تونستم تو رویا ببینمش جذب کردم، یک تجارت  که داره تبدیل به تجارت مالتی میلیونری میشه و یک خونه ی زیبا در فرانسه و میلیونها دلار پول که از بخت آزمایی برنده شدم رو جذب کردم قلب

و از همه مهمترعشق من برگشت و ازم تقاضای ازدواج کرده! و الان داریم برنامه ریزی می کنیم که با هم به فرانسه بریم و اونجا زندگیمونو شروع کنیم .مژه

زندگی دوباره زیبا شده و اگه من دختری که به قول " مایکل بک ویس " هیچ چیز نداشت تونسته اینها رو جذب کنه شما هم می تونید.

متعهد شید که با راز زندگی کنید و اون موقع دنیای شما مثل رویا میشه.

من خیلی چیزای دیگه با راز جذب کردم....لباسای مورد علاقم....جای پارک  و وزن ایده آلم.

بزارید داستانم رو با یه جمله که وقتی شک می کردم بهم امید می داد تموم کنم " خدا همه چیزو تحت کنترل شما قرار داده و هیچ چیزی خارج از کنترل شما نیست ولی ما نمی تونیم اونارو تحت قدرت خودمون ببینیم." از کتاب مقدس

 ایمان داشته باشید و بهش برسید....خیلی ساده س.چشمکلبخند

 

 

 

لینک داستان :http://thesecret.tv/stories/stories-read.html?id=7131

 

 

 

 

[ ۱۳٩٢/٥/٢٧ ] [ ٢:۱٩ ‎ق.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

سلام بچه ها به کلینک پوست و مو زیبای meri خوش امدیدنیشخند

 

امروز میخوام در مورد  مو عبارت تاکیدی بزارم ولی همرا با عبارت تاکیدی خب باید کارای دیگه هم کرد از همه مهم تر وانمود کردنه یعنی صبح که میری جلوی اینه مو های که دلت میخواد و داشته باشی و ببین از خدا بابت موهای قشنگت شکرگزاری کن این نمیشه که عبارت تاکیدی بگی ولی باز میری جلوی اینه بگی اه این چه موهای که من دارم تو باید عبارت تاکیدی و با شادمانی و ایمان کامل بگی طوری که انگار اون موها رو داری شادی رسیدن به اون مو هارو احساس کن خوشحال باش شاد باش برای مو های قشگت شکرگزار باش تجسم کن که همه دورت جمع شدن و دارن از مو های قشنگت تعریف میکنن  تجسم کن موهای دلخواه تو  اگه نمیتونی تجسم کنی عکس موی که دوست داری و ببین و شکرگزاری کن که اون موها برای خودته اگه تو خیابون یا تو مهمونی هر جا کسی رو دیدی که موهاش خیلی قشنگه خوشحال باش و شکرگزاری کن که توام اون موهارو داری و موهای اون طرف و تحسین کن و بهشون عشق بده هیچ وقت حسادت نکن لبخند برای موهات گل سرای خوشکل بخر به موهات احترام بزار ازشون شکایت نکن به قول مستانه جون تو نور سفید ببین موهاتو و بهشون عشق بده و  2 روز اینکارو نکن بعد بگو این کار جواب نمیده و بعد ناامید شی نه پشتکار داشته باش ناامید نشوووووووووووووووووووو  تا نتیجه شو ببینی قلب

عبارت تاکیدی برای مو:

خدایا شکرت بابت اینکه همه زیبای موهای مرا تحسین میکنن

من موهای سلامت.زیبا و  تحسین برانگیزی دارم .

 

[ ۱۳٩٢/٥/٢٤ ] [ ۳:۳٢ ‎ب.ظ ] [ meri ]

[ نظرات () ]

سلام بچه ها امروز میخوام مطلب درمورد وزن بزارم از کتاب های معجزه  ذهن برای رسیدن به وزن ایده ال از اقای دکتر احمدی منش و کتاب غیرممکن ممکن است از ژوزف مورفی لبخند

این تکنیک از کتاب معجزه دهن برای رسیدن به وزن ایده ال است :

                                           تکنیک تابلوی تجسم

1_تصویری از خودتان مربوط به زمانی که لاغر بوده اید یا عکسی از فردی لاغر که سر خود را روی بدن او بچسبانید و یا تصویری از خودتان که توسط کامپیوتر لاغر شده است را روی یک مقوا بچسبانید .

2_عبارت تاکیدی مربوط به وزن خود را که همیشه تکرار کنید و در کنار تصویر بنویسید

3_تاریخی را که قرار است به این وزن برسید را در زیر تصویر بنویسید.

4_این مقوا را قبل از رفتن به حالت a(الفا)قبل از خوابیدن و پس از بیداری چند دقیقه نگاه کنید .

پس از مدتی که این کار را انجام دادید این تصویر در ضمیر ناخوداگاه شما ضبط شده و تغییر وزنتان اغاز می شود.

عبارت تاکیدی  مریوط به وزن :

من.......کیلو هستم

من اندامی زیبا.سالم و متناسب دارم و به خاطر این نعمت از خدا سپاس گذارم.

حالا از کتاب غیر ممکن ممکن است:

زنی به من گفت میخواهد لاغر شود. ولی هر کاری می کند و هر رژیمی میگیردمثمرثمر واقع نمی شودو با اینکه در ذهن خود مواد چرب و شیرین را سرزنش می کند ولی باز هم وزن بدنش رو به افزایش است

به او خاطر نشان ساختم تقلید از دیگران در بیشتر اوقات کار ساز نیست .در این مورد تنها کاری که می تواند بکند این است که خود تصمیم بگیرد چه وزنی می خواهد داشته باشد (مثلان 63 کیلوگرم )انگاه این تمرینات تلقینی را شبها به هنگام خواب و پس از تن ارام سازی لازم انجام دهد.

_من 63کیلو گرم وزن دارم و این نظم الهی است و از این بیشتر چاق نخواهم شد .

این گفته را به هنگام روز و به دفعات می توان تکرار کند.برای او توضیح دادم ایده 63 کیلو گرم در ضمیر باطنش باید چنان جای گیرد که به طور اتوماتیک هر گونه تمایل دیگر را نسبت به عناصری که تولید وزن اضافی در بدن خواهند کرد از بین ببرد.

بانوی مزبور چنان چه بعدها برایم تعریف کرد.به مدت چند ماه به اجرای تمرینات فوق پرداخته (دقت کنید چند ماه )و روزی چندبار این گفته را تکرار میکرده که  :"من 63کیلو وزن دارم و ......."به طوری که این امر در او به صورت عادتی در امده و در اعماق ضمیر باطنش رسوخ کرده و او را واقعا معتقد کرده که باید این وزن را داشته باشد.بدیهی است در این مدت از خوردن مواد مضر و چرب پرهیز میکرده اما واقعیت این است که با تکرار گفته ای که همراه  با شادمانی و امید و شکوه بود این اندیشه در ضمیر  باطن او تثبیت می شده و به صورت قانون و اصل ثابت در می امده است .

او اضهار داشت بعد از یکی 2 هفته از تمام مواد خوراکی و انرژی زا و پر کالری که مولد پیه اضافی در بدن هستند بدش می امده و همین در کاهش وزن او بسیار موثر بوده.

 

 

[ ۱۳٩٢/٥/٢۳ ] [ ٩:٤٧ ‎ب.ظ ] [ meri ]

[ نظرات () ]

تجربه نازنین عزیز 

 

بعد از اینکه برای اولین بار فیلم راز رو دیدم، چون زیاد بهش اطمینان نداشتم فکر کردم بهتره از چیزای کوچیک شروع کنم تا اگه جواب نداد سرخورده نشم!

 

پس اولین چیزی که از کائنات خواستم یه شاخه گل بود. چون من عاشق گل و گیاهم. تو تاکسی نشسته بودم که چشمامو بستم و یه شاخه گل رز نیمه باز سفید رو تصور کردم که انتهای گلبرگهاش سایه های صورتی داره. گل رو تو دستم گرفتم. گلبرگهای لطیفش، برگهاش، ساقه و حتی خار روی ساقه رو هم لمس کردم. بعد اونو نزدیک صورتم بردم و بوییدم و غرق لذت شدم.

 

فردای اون روز بعد از بیدار شدن از خواب بازم اون گل رو تصور کردم و چون چیز بزرگی نبود تونستم راحت باهاش ارتباط برقرار کنم و باورش کنم.بعد از ظهر که به خونه برگشتم رفتم جلوی آینه و ناگهان...! مات و مبهوت به گل رز سفید-صورتی که اونجا بود نگاه میکردم. مادرم اومد تو اتاقم و وقتی تعجب منو دید شروع کردن به توضیح دادن که اون گل چطوری از اتاق من سر درآورده اما من فقط می خندیدم و سپاسگزاربودم چون اونقدر مهم نبود که اون گل زیبا از کجا اومده! مهم این بود که راز واقعیت داشت و برای من کار کرده بود.لبخند

 

 



[ ۱۳٩٢/٥/٢۳ ] [ ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

زیبایی حالت یا چگونگی ذهن است.وقتی که احساس زیبای کنی,زیبا هم به نظر میرسی و وقتی اینو کاملا باور کنی و به خاطرش شاکر باشی متوجه میشی مردم هم ازت تعریف میکنن.

در واقعه این همون افکار مثبت شماست که از طریق دیگران به شما منعکس میشود.

جمله تاکیدی :

من برای زیبایی و عشقی که مرا احاطه کرده است سپاسگزارم.

 

جمله تاکیدی برای پوست:

من پوست زیبایی دارم وعشق الهی پوست مرا برکت می دهد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یعنی دوست دارم این شکلی بشیداااااااز خود راضی 

[ ۱۳٩٢/٥/٢٢ ] [ ۸:٥٩ ‎ق.ظ ] [ meri ]

[ نظرات () ]

سلاممممممممممممممممم بچه ها من meriهستم من چند روز پیش برای شادی جون عبارت تاکیدی فرستادم شادی جونم گفت meri من دعوتت میکنم خودت پست بزار منم گفتم چشممممممممممممممممممم

بچه من هروز براتون عبارت تاکیدی میزارم تخصص من در زمینه پوست و مو و عشقولیه

میدونید که خودتون. حیف که داستان نمیتونم ترجمه کنم وگرنه روزی 10 تا براتون داستان عشقولی میزاشتم

حالا بریم سراغ عبارت تاکیدی

 

نکته:

 
اگر کسی را دوست داری باور کن که این عشق دوطرفه است باور کن که به او میرسی انگاه که می رسی.

 

عبارت امروز:

من عشق واقعی را جذب میکنم.

 

من رابطه شاد رویاهایم را با.......جذب میکنم

 

[ ۱۳٩٢/٥/٢۱ ] [ ٦:۳٩ ‎ب.ظ ] [ meri ]

[ نظرات () ]

دوستای گلم عیدتون مبارک ... ایشالا که همیشه شاد و خوش و سلامت باشیدقلب

 

 

جمله تاکیدی امروز:

 

 

************

 

خدایا تو نخواهی گذاشت که از مراد دلم دور بمانم ! 

 

یادت باشه قرار نیست تو بار مشکلاتو به دوش بکشی....قرار نیست تو با مشکلات بجنگیی ...فقط درخواست کن و بارتو بسپار به خدا ....وظیفه تو شادی و لذت بردن از زندگیه...وایسا کنار و ببین خدا وکائنات چه جوری همه چیزو طبق خواستت محیا میکنه !


 ************

 

 

من اکنون کنار می ایستم و کار خدا را می نگرم ، مسحور این افسون که چه تند و آسان ،مرادهای دلم را به من می دهد.لبخند

             

[ ۱۳٩٢/٥/۱٧ ] [ ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

 

ضمیر ناخودآگاه ما از حساسیت فراوانی نسبت به تلقین برخوردار است و قدرت استدلال و انتخاب و توانایی سنجش و تفکر را ندارد ، بنابراین هر پیامی به آن بدهیم به صورت یک باور آن را در خود ذخیره می کند و بالاخره این باورها را در زندگی ما به عینیت درمی آورد !

 

جملات تاکیدی امروز :

 

******

 

ثروت آزادانه و به راحتی به سوی من جریان پیدا می کند .

 

************

اراده خدا ،نه اراده من به وقت خدا ،نه به وقت من به طریق خدا ،نه به طریق من

 

 

                                                      با تشکر از زهرا جون برای جمله تاکیدی دومقلب

[ ۱۳٩٢/٥/۱٤ ] [ ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

سلام دوستای گلم....خوبین؟ خوشین ؟ شادین؟  

لبخند

 من یه تصمیمی گرفتم...آدرس ایمیلم رو اینجا میزارم هر کی تجربه و داستانی از راز داشته و تونسته به خواستش با راز و قانون جذب برسه برام ایمیل کنه....علاوه بر اینکه می زارم اینجا همه ببیننو انگیزشون بالا بره هفته ای یکیشو به انگلیسی ترجمه می کنم و می زارم به اسم خودتون تو سایت اصلی راز...که همه ی دنیا ازش استفاده کنن !!!  

مژه

چیزایی که کشف کردین برای استفاده ی بهتر از قانون جذب و سوالاتتون رو می تونین به میلم بفرستین .

 

اینم آدرس ایمیلم:

 

shadi.stories@gmail.com

 

شاد باشید 

 

[ ۱۳٩٢/٥/۱٤ ] [ ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

توسط پریا از هند

 

 

از راز و تیم راز برای به اشتراک گذاشتن همچین دانشی که زندگی منو عوض کرد تشکر می کنم !

 

من 3 سال پیش توسط دوس پسرم با راز آشنا شدم ولی اونو باور نکردم چون خیلی به نظرم فانتزی و آرمانی می اومد ...

 

تا اینکه در سال 2012 رابطه ی ما خوب پیش نمی رفت...من به شدت منفی شده بودم و همش فک می کردم نکنه باهام بهم بزنه....نکنه با من بدرفتاری کنه و منو ترک کنه ناراحت

 خوب نتیجه این بود که ما 4 بار سال پیش از هم جدا شدیم و هر بارم به خاطر التماس های من رابطه رو دوباره شروع کردیم....در نهایت تو دسامبر به خاطر اینکه همون احساس قبلیو به من نداشت و دیگه عاشقم نبود جدا شدیم ! این دفعه دیگه التماس و خواهش منم اثری نداشت و من منفی و ناراحت شده بودم . من کل روزو گریه می کردم و علاقم به زندگیو از دست داده بودم !!!

همش اونو دنبال می کردم و به خاطر اینکه زندگیمو داغون کرده بود سرزنشش می کردم ....من این وضعو 3 ماه تموم ادامه دادم و نمره های خیلی پایینی رو تو سال 12 تحصیلم گرفتم که شوک بزرگی واسم بود....دوستای کمی داشتم و رابطم با پدر و مادر و خواهر وبرادرم بهم ریخته بود.

 

 

تا اینکه یکی از دوستام رازو به من معرفی کرد و گفت که اونو دنبال کرده ...منم هر 3 تا کتابو (راز...قدرت...معجزه)  خوندم و صادقانه بهشون عمل کردم لبخند هر روز به خاطر تمام چیزهایی که تو زندگی داشتم شکرگزاری می کردم و روی هدفام و چیزایی که می خواستم متمرکز شدم و آلبوم آرزوها برای خودم ساختم ...من مدیتیشن می کردم و هر وقت ایمانم کم می شد این داستانارو می خوندم .

 

بعد از یه هفته زندگیم شروع به تغییر کرد و یکی از آدم های مشهور که دوسش داشتم درخواست دوستیمو قبول کرد که معمولا همچین اتفاقی نمیفته....حتی تونستم شمارشو  گیر بیارم!

 

تونستم از دانشگاهی که آرزوشو داشتم پذیرش بگیرم که با این نمره های کمم در واقع محال بود و در نهایت می تونم پزشک شم....

 

درنهایت دوس پسرم بهم پیام داد و ازم معذرت خواهی کرد و بعد از 6 ماه همدیگرو دیدم و وقتی که برای دیدن فیلم بیرون رفته بودیم ازم خواستگاری کرد!!!!!لبخند و البته که من بهش بله گفتم...

اون بهم گفت که عوض شده و دیگه اونجوری رفتار نمی کنه....خوب این کار رازه!!!!

 

لینک داستان : http://thesecret.tv/stories/stories-read.html?id=22922

[ ۱۳٩٢/٥/۱۳ ] [ ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

وقتی که نمی تونیم اندیشه ها و افکارمون رو کنترل کنیم بهتره یه عبارت تاکیدی انتخاب کنیم ومدام اونو تکرا کنیم !

 

شاید همیشه نتوانیم اندیشه هایمان را مهار کنیم اما کلام خود را می توانیم در اختیار گیریم....تکرار بر ذهن نیمه هوشیار اثر می گذارد و انگاه بر موقعیت تسلط می یابیم .

                                                                                         اسکاول شین

 

جمله تاکیدی امروز :

 

******

آنچه جویای آنم هم اکنون جویای من است!

 

******

تن من تن نور است...زیبا و بی نقص، بی زمان و خستگی ناپذیر، بی تولد و بی نقص.

 

لبخند

 

                                      

[ ۱۳٩٢/٥/۱۳ ] [ ٢:٠۳ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

در سن 11 سالگی مجبور شدم از عینک استفاده کنم !!!!

 

اونها به درد نخور بودن....کلی پول باید صرفشون می کردم....گم میشدن...میشکستن....خراب میشدن و از همه بدتر اینکه باید اونهارو به چشمام میزدم!

 

توسط کتی از ایرلند

این عینک برای من همیشه اعصاب خورد کن بود و اصلن بهم نمیومد....

عینک منو اذیت می کرد و باعث می شد به همه چیز احساس منفی داشته باشم و ناراحتم می کرد!

 

همینکه با راز آشنا شدم فهمیدم اولین چیزی که می خوام از دستش راحت بشم عینکمه!

این 11 یورویی که خرج عینک می کردم هر پنیش واسم ارزش داشت نیشخند

نقاشیم خیلی خوبه، یه عکس از خودم بدون عینک کشیدم و همه بهم می گفتن تو عکس بدون عینک خیلی زیباترم !!! منو سرزنش نکنید که می خوام خوشگل دیده بشم نیشخند

 

این عکسو به اتاقم چسبوندم !!! هر روز صبح که از خواب بیدار میشدم به خودم می گفتم که چشمام کاملن خوب می بینه و خودمو تحسین می کردم...

 

چشم های من رفته رفته بهتر شده و حالا 20/20 شده لبخند

 

از راز تشکر می کنم...اون کار می کنه !

 

لینک داستان :http://thesecret.tv/stories/stories-read.html?id=13440

[ ۱۳٩٢/٥/۱٢ ] [ ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

نوشته شده توسط پاتریشیا از وینا

 

من به مدت 6 سال از عینک و لنزهای تماسی استفاده می کردم تا اینکه یه روز از دستشون خسته شدم !

 

من از فزرشته هام تقاضا کردم چشمهای منو خوب کنن و بهشون اعتماد کردم ! ولی همچنان عینک و لنزهامو به همراه داشتم و هر روز اونها رو استفاده می کردم تا اینکه متوجه شدم این کارم اشتباهه و باید استفاده از اونهارو متوقف کنم ...بنابراین کنارشون گذاشتم و خودمو از شر هر چی که به اونها مربوط می شد خلاص کردم ....

 

بینایی من هر روز داره بهتر میشه و من این داستانو اینجا نوشتم تا همه بفهمن که از فرشته هاشون تقاضای کمک کنن و شکرگزار باشن و باور کنن که به خواستشون می رسن لبخند

راز برای اینه که شما رو به خواسته هاتون برسونه....استفاده از این رازو عقب نندازین چون افکارتونه که آیندتونو می سازه !!!

 

لینک داستان :http://thesecret.tv/stories/stories-read.html?id=6066

[ ۱۳٩٢/٥/۱٢ ] [ ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

دوستای گلم با توجه به نظر یکی از دوستان که همینجا ازش تشکر می کنمقلب ....نمی دونم باید اسمشو بیارم یا نه... تصمیم گرفتم یه بخشو اختصاص بدم به جملات تاکیدی مثبت و هر کس که جمله به دلش نشست هر روز اونو تکرار کنه و تاثیر شگفت انگیزشو ببینه !!! البته جملات الهام بخش روزانه هم می زاشتم قبلا ، ولی این یه کم فرق می کنه!

در هر موردی که دوست داشتید نظر بدبد یا ایمیل بزنید که در اون مورد جمله بزارم ....

لبخند

چرا جملات تاکیدی مثبت !!!!!

حضرت مسیح می فرمایند " کلام تو عصای معجزه گر توست ...سرشار از سحر و اقتدار "لبخند

آدمی می تواند با یک حرکت عصای کلام خود ، وضعیتی ناخوشایند را ازمیان بردارد، یعنی به جای اندوه، شادمانی و به جای بیماری، تندرستی و به جای تنگدستی، فراوانی بنشاند.    ......................................."اسکاول شین"

اندر مزیت تاثیر جملات تاکیدی بعدا براتون بیشتر می گم ...

جمله امروز :

******

 گذشته ام را به دور می افکنم و در اکنون شگفت انگیز زندگی می کنم . آنجا که هر روز شادمانیهای شگفت انگیز و دور از انتظار در بر دارد.

 

لبخند 

[ ۱۳٩٢/٥/۱٢ ] [ ۱:٥٩ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

 

توسط راپونزل از کانادا

وقتی 24 ساله بودم بچه دار شدم و موهام شروع به ریزش کرد....همونطور که انتظار داشتم!

 

ولی این ریزش مو  متوقف نشد و همچنان موهام می ریخت ولی موهای جدید رشد نمی کرد ، موهای من نازک تر شد و کم کم کف سرم پیدا می شد و حجم موهام هم شدیدا کم شده بود تا اینکه دیگه کمتر از نصف شد ...من به شدت ناراحت بودم....موهای من زیبایی من رو نشون میداد ...موهای بلند براق سیاهی داشتم ....ولی حالا دیگه حتی نمی تونستم تا شونه هام بلندش کنم چون خیلی نازک و کم شده بود .

 

 

همسرم وقتی بچم 6 ماهه بود ترکمون کرد ...من خیلی بهم ریخته بودم.....ریزش مو،طلاق و یه بچه کوچیک...نظرات مردم درباره ریزش مو و موهای کمم اعتماد به نفس منو پایین آورده بود ...من دیگه با دوستام بیرون نمی رفتم ، با هیچ مردی قرار نمی ذاشتم و فکر می کردم نمی تونم با این موهام که منو زشت کرده جایی برم .

دیگه می خواستم بمیرم ولی به خاطر عشق به پسرم زندگیمو ادامه می دادم . تا اینکه تو 35 سالگی با راز آشنا شدم . در ژانویه سال 2013 من تصمیم گرفتم از راز برای رشد مجدد موهام استفاده کنم ....هر روز موقعی که سر کار می رفتم برای موهای باقیمونده شکرگزاری می کردم و موقع شستن موهام این عبارتو تکرار می کردم :

" متشکرم برای موهای زیبا و سالم و ضخیمم. موهای من هر روز به صورت ضخیم ، قوی براق و ابریشمی می رویند ، هر هفته 1 اینچ رشد می کنند ، موهای من کاملا سالمن و من خوشحال و شاکر هستم که موهای قبلیمو بدست آوردم لبخند"

 

من عبارتو مدام هر روز تکرار می کردم ....موقع شستن ، رنگ کردن و برس زدن موهام

به طرز شگفت انگیزی موهای من دوباره رشد کردند ....از ژانویه تا می موهای من سالم و قوی شدند ...موهام مث قبل براق و پرپشت شده  و می تونم بهش مدل بدم ....در ژانویه موهای من بالای شونه هام بود ولی حالا در ماه می با اینکه یک اینچ هم کوتاه کردم تا مرتب شه تا وسط کمرم رشد کرده !!!

خوشحالم که تونستم با قانون جذب خودمو درمان کنم ....دیگه اعتماد به نفسمو بدست آوردم و زندگیم عالی شده.لبخند

 

لینک داستان :http://thesecret.tv/stories/stories-read.html?id=22979

 

 

[ ۱۳٩٢/٥/۱۱ ] [ ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

همه ما تو هر لحظه ای از زندگیمون در حال جذبیم ! بعضی وقتا فکر می کنیم که این قانون جذب کار نمی کنه و ما اون چیزی رو که می خوایم نداریم....در همون لحظه قانون جذب به این افکار شما جواب می ده و نداشتن خواسته هاتونو جذب می کنه...

این قانون همون لحظه هم داره  کار می کنه!چشمک

[ ۱۳٩٢/٥/۱۱ ] [ ٢:۱٧ ‎ق.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

عجیب‌ترین قسمت طرز فکر ما، روابطمون و چگونگی‌ شکل گیریشونه...

چطور یه عده خوبن... یه عده بدن...یه عده رو دوست دارم...یه عده از من خوششون نمیاد؟

بیا یه لحظه فکر کن... به اونایی که تو زندگیت هستن...به اونایی که باهاشون خوبی‌...همه چیز بینتون عالیه و هیچ مشکلی‌ هم نیست ... صمیمیترین دوستت ... خونوادت ... یا احتمالا خاطرخواهی که دوست داره...

حالا به اونی‌ فکر کن که احتمالا به نیتش داری این متن رو میخونی‌ ... که ظاهراً بینتون خوب نیس...

چرا اینطوریه؟چرا یکیو که هیچ تلاشی واسش نمیکنی‌ داری؟و اونی‌ که اون همه میخوایش رو نداری؟؟

خوب احتمالا نمیخوای از اون جمله های معروف شریعتی‌ بگی‌ که "کسی که شما را دوست می دارد شما او را دوست نمی دارید...کسی که شما دوستش می دارید...."

چون میدونی‌ که ناخوداگاهت چه کارایی بلده ....

پس بیا با توجه به چیزهایی‌ که گفتم یه بررسی کن:

اگه رابطه‌ای خوب نیست ... اگه می‌تونه بهتر باشه ... اگه می‌خوای و نمی‌شه ... فقط دلیلش تویی .. تویی که هم فرکانس با اون آدم نیستی‌...

از یه عبارت جدید استفاده کردم ... هم فرکانس بودن 

درسته اون میلیونها احتمال مختلف از یه رویداد ... ذهن ما اون دسته ای رو جدا می‌کنه که باور داره .... که تجسم کرده ...که حس کرده ... و از نظر فیزیکی‌ باهاش هم فرکانس شده...

حالا می‌خوام اینجوری به قضیه نگاه کنی‌ ...

اگر کسی‌ هم فرکانس تو نیست .. تقصیر اون نیس... تویی که با حسّ بد .. با فکر دست یافتنی نبودن ... خیال بد بودن .. تهمت‌های ناروا تو خیالت ... شک کردن و حسادت و عیبجویی و...ازش دور شدی ..

نگو نه ، که امکان نداره به کسی‌ شک کنی‌ و شکت به حقیقت نپیونده ... 
امکان نداره بد بگی‌ و اون بدیها پیدا نشه ...
امکان نداره فکر کنی دوست نداره و داشته باشه ...
امکان نداره حس قربانی شدن داشته باشی‌ و توی رابطت قربانی نشی‌ ...
امکان نداره قدرشناسش باشی‌ و نمک نشناس باشه ...
و در آخر امکان نداره ذهنتو با فیلم‌ها و جمله‌ها و کتابهای منفی‌ پر کرده باشی‌ ... و ناخوداگاهت اون یافته‌ها رو به تجربه تبدیل نکنه:)

عزیزم از این به بعد فقط حق داری وقتی‌ ازش بد بگی‌ که خودش می‌شنوه...

رویا پردازی و فکر کردن بهش؟؟
فقط در صورتی‌ بهش فکر میکنی‌ که فکرت مثبت و سازنده باشن ...

ازش تمجید کن ... حتا اگه بهش نمی‌گی از کوچک‌ترین رفتارای مثبتش تشکر کن ...

اگه بدی ای بوده مسولیتش رو بپذیر و فراموشش کن ... این تو بودی که در اون موقعیت قرار گرفتی‌ و با اون اتفاق هم فرکانس شدی ...

اگه رویایی از رابطه باهاش در سر داری تجسمش کن ، تو تابلوی تجسمت عکستون رو بچسبون...و فقط و فقط ازش ممنون باش ...

انتقادهای ذهنی‌....بدگویی ازش تو گروههای دوستی...و هر حس منفی ای نسبت بهش داشتن .. فقط و فقط اوضاع رو بدتر می‌کنه ...

نمیدونم الان چه حسی داری ... ولی‌ هرچیز بینتون بوده چه خوب چه بد ... محصول طرز فکر و باورهای تو بوده ...

از همین لحظه به بعد دنیای جدیدی میتونه بینتون شکل بگیره ... فقط باید بخوای ...

خوشحال باش 
تو به هر چیز که بخوای میرسی‌ قلب

 

منبع:یک page تو فیس با عنوان "من به هر چیز که بخوام می رسم " 

[ ۱۳٩٢/٥/٩ ] [ ٢:٢٥ ‎ق.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه