داستان های راز (قانون جذب )

در این وبلاگ داستان واقعی راز و موفقیت هایی که افراد با استفاده از راز یا همون قانون جذب به خواسته هاشون رسیدن از وب سایت اصلی راز (www.thesecret.tv) به صورت ترجمه شده قرار گرفته. همچنین آموزش های روزانه و هفتگی راز هم تو همین وبلاگ قرار داده می شه . امیدوارم که مطالب بتونه الهام بخش همه هم وطنای عزیزم در استفاده از قانون جذب باشه .

توسط کرکلند از واشنگتن

بعد از آخرین طلاقم همراه با مادرم زندگی می کردم  نه ماشینی داشتم نه شغلی ...در واقع هیچ چیز نداشتم . دریک شهر کوچک در اوهایو زندگی می کردیم من با یک دوست در واشنگتن ارتباط داشتم و بسیار دوست داشتم به آنجا مهاجرت کنم .ولی هیچ راهی برای رفتن نداشتم . وقتی با کتاب راز آشنا شدم آن را در یک روز خواندم و امیدوار شدم . مصمم شدم که برنامه ای بریزم و به واشنگتن بروم ولی نمی دانستم چطور قرار است این کار را انجام بدم و پول رفتن و ماندن در آنجا را جور کنم . تمام وسایلم را جمع کردم ...بعضی چیزها را که لازم نداشتم به انبار همسایه منتقل کردم و لباسهایم را در چمدان قرار دادم .در اینترنت به عکس های واشنگتن نگاه می کردم و انجا بودن را تصور می کردم .

وقتی داشتم مدارکم را جمع می کردم مدرک طلاقم را دیدم که نصف حقوق بازنشستگی همسرم به من می رسد ....اگرچه این مدرک متعلق به سالها پیش بود ولی با همسر سابقم تماس گرفتم و یک چهارم کل آن را درخواست کردم . موافقت کرد وتوانستم یک ماشین بخرم و به واشنگتن بروم .

بعد از یک مدت کوتاه دوستم به کالیفرنیا سفر کرد و من در واشنگتن تنها ماندم ....البته چون از آنجا بسیار خوشم آمده بود قصد بازگشت به اوهایو را نداشتم ....اما بعد از رفتن دوستم احساس ترس وتنهایی می کردم وکسی را نمی شناختم و هوای بارانی باعث می شد احساس دلتنگی کنم . برای بازگشت به اوهایو هم پولی نداشتم ونمی خواستم هم که برگردم .بیشتر اوقات احساس نگرانی وناراحتی می کردم وهمین افکار باعث شد شغل و آپارتمانم را از دست بدهم. من مجبور شدم مدتی در ماشینم زندگی کنم خنثیو مادرم از درآمد ثابتش مقداری به من می داد که صرف غذا و بنزین می شد . من به یک ماه به این شیوه زندگی کردم !!!!

به خاطر آوردم که فیلم راز را در موبایلم دانلود کرده ام ، شبها در اتومبیلم فیلم را می دیدم و برای خودم تابلوی آرزوها درست کرده بودم و داشتن آنها را تصور می کردم .روزها در پارک قدم می زدم و تصور می کردم همراه با مرد رویاهایم در حال قدم زدن هستم .

خوب اینگونه فکر کردن سخت بود، گاهی اوقات نگرانی و نا امنی وجودم را فرا می گرفت ولی سعی می کردم ایمانم را خفظ کنم و باور داشته باشم که سرانجام به همه خواسته هایم می رسم.هر زمان که احساس ناراحتی می کردم یک روز عالی را تصور می کردم .

بعد از یک ماه تنها 20 دلار برایم باقی ماند....آن پول را دادم و 2 بلیط بخت آزمایی خریدم .من 2 ملیون دلار برنده شدم!!!! تعجب

این پول را در کمپانی سرمایه گذاری کردم که صاحبش اکنون نامزد من است و رمانی نیز نوشته ام که به زودی منتشر خواهد شد.

من همچنان فیلم راز را هر هفته می بینم و کتاب را هر روز می خوانم ....نمی خواهم هرگز راز را فراموش کنم.

 gdk; nhsjhk : http://thesecret.tv/stories/stories-read.html?id=22655

 

 

 

 

 

[ ۱۳٩٢/٤/۳۱ ] [ ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

مانند همه مردم من کتاب راز را دو سه باری خوانده بودم ولی به ندرت آن را در زندگیم به کار برده بودم .

رابطه من و دوست ×پسرم سه هفته پیش از هم پاشید و این بار بیشتر به خاطر من بود .چون من در گذشته از روابطم آسیب دیده بودم وهمیشه به او شک داشتم . هر کاری که او انجام می داد بدترین برداشت را از ان داشتم و در نهایت رابطه ما از هم پاشید ...

این دفعه مثل دفعه های پیش نبود ومن حس می کردم رابطه برای همیشه تمام شده است .ناراحت

من به افکار منفی که داشتم فکر کردم و یادم آمد که در فیلم راز گفته همچنان که با افکار مثبت موارد مثبت جذب می کنید با افکار منفی نیز موارد منفی جذب زندگیتان می شود .

تصمیم گرفتم اوضاع را عوض کنم .اون شب به جای اینکه عصبانی به رختخواب برم گفتم "شب بخیر...دوست دارم " همون کاری که قبلا می کردم . روز بعد آلبوم آرزو ها پر از تصاوبری که قرار بود در آینده با هم باشیم و چه کارهایی انجام دهیم درست کردم .

کمی احمقانه به نظر می رسید چون ما با هم رابطه نداشتیم ولی من آلبوم را درست کردم و لیستی از مواردی که در رابطه بابت آن شکرگزار بودم نوشتم و آن را با این عبارت که "خدارو شکر همه چی روبراهه " تمام کردم .زبان

شب بعد در حالی که اصلا انتظار نداشتم پیامی از اوگرفتم که گفته بود از کارش پشیمونه و دلش برای من تنگ شده .لبخند

روز بعد با هم صحبت کردیم و دوباره با هم دوست شدیم .

لینک داستان : http://thesecret.tv/stories/stories-read.html?id=2303

[ ۱۳٩٢/٤/٢۱ ] [ ۱:۳٢ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

مهمترین مساله ای که می توانید در روند خلق در نظر بگیرید چیست؟ اینکه همانگونه که برای خود درخواست می کنید برای دیگران نیز درخواست کنید . ساده ترین راه این است که برای همه درخواست کنید که خودتان را نیز شامل می شود، برای همه درخواست سلامتی کنید ، برای همه درخواست وفور نعمت کنید ، برای همه درخواست عشق کنید در نهایت تمام چیزهایی که برای دیگران درخواست می کنید به خودتان بازمی گردد.لبخند

[ ۱۳٩٢/٤/٢۱ ] [ ۱:٢٢ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

روز خود را با شکرگزاری شروع کنید ...برای رختخوابی که در آن می خوابید ، سقفی که بالای سرتان است، فرش زیر پایتان،آبی که با آن صورت و دستانتان را می شویید و استحمام می کنید ، مسواکتان، لباسهایتان،کفشهایتان ، یخچالتان که غذای شما را خنک نگهداری می کند ،ماشینی که می رانید، شغلتان ، دوستانتان قلب مغازه هایی که به سادگی کالاهای مورد نیازتان را در اختیارتان می گذارد ، رستوران ها ، سرویس ها ، وسایل الکترونیکی که زندگی را برایتان ساده می کند ، برای روزنامه ها و مجلاتی که می خوانید ،صندلی که روی آن می نشینید، برای هوایی که تنفس می کنید ، آفتاب ، پرندگان ، درختان ، چمن و سرسبزی اطرافتان ، باران و گلها شکر گزار باشید .

خدایا شکرت، شکرت ، شکرتلبخند 

[ ۱۳٩٢/٤/۱٧ ] [ ٢:۱٢ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

امید از ایران 

داستان از جایی شروع میشه که من کتاب راز رو به عنوان هدیه برای معلمم گرفتم . وقتی چند صفحه از کتاب رو خوندم خوشم اومد و کنجکاو شدم که بقیشم بخونم .

من فیلم راز رو در تلوزیون دیده بودم ولی فکر نکرده بودم که واقعی باشه ولی تصمیم گرفتم این بار امتحانش کنم .

قد من کوتاه بود، 155 سانتی متر . تصمیم گرفتم که تصور کنم بلند و خوشحال هستم  هر پسری در سن من تقریبا 5 سانتی متر در سال قد می کشه . 

باورتون نمیشه من در 4 هفته 10 سانتی متر قد کشیدم !!! و بعد از یک سال قدم به 175 رسید .

مطمئنا من در این مدت تصور نمی کردم که دارم قدبلند می شم چون از یکی از استفاده کنندگان راز که می خواست مثل یک بازیگر زن مورد علاقش بشه یاد گرفته بودم که باید اول عاشق خودم بشم .

تصور کنید چیزیو که می خواهید همین الان دارید نه اینکه دارید به خواستتون می رسید و مدتی طول کشید تا من این نکته رو درک کنم .لبخند

از یک پسر 16 ساله!

لینک داستان : http://thesecret.tv/stories/stories-read.html?id=20187

[ ۱۳٩٢/٤/۱٥ ] [ ٢:٠٠ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

 

از راندا برن و تیم راز تشکر می کنم. من یک زندگی پر از شادی دارم . هر خواسته من به واقعیت تبدیل می شود . استفاده از قانون جذب خیلی ساده است . به همه شما پیشنهاد می کنم که از آن استفاده کنید . می توانید به همه خواسته هایتان برسید .

مواردی که من جذب کردم :

  • عشق زندگیم نیشخندما از 8 سپتامبر با هم هستیم و یک عشق افسانه ای به هم داریم . او من را پرنسس خطاب می کند و من او را پرنس صدا می زنم . همانگونه که من عاشق او هستم او نیز عاشق من است و تصمیم دارم وقتی بزرگتر شدم با او ازدواج کنم .
  • اکنون در وزن ایده آلم هستم ، از اندام Blake Lively خوشم می آمد و در مدت 2 ماه بدون انجام دادن هیچ کاری فرم بدنم مثل او شده است ....شگفت انگیز است ، من هر چه می خواهم می خورم و سایز 26 هستم . متشکرم .
  • قد من در اثر استفاده از راز از 160 به 170 افزایش یافت و حالا یک دختر قد بلند هستم .
  • رنگ چشم های من تقریبا سبز آبی است مانند چشم های دوست*پسرم...همانگونه که دوست داشتم باشد .
  • موهایم بلند و سالم است و 6 سانتی متر در دو ماه رشد کرده . موهای من بلوند با های لایت های قرمز است ...من فقط باور کردم و رنگ موهایم به این حالت تبدیل شده است .تعجب
  • پوست صاف و بدون لکه با استفاده از راز دارم .متشکرم .
  • من دوستان بسیار زیادی جذب کردم که عاشق آنها هستم...متشکرم .
  • صدای من واقعا خوبه...ما یک باند داریم و اکنون در حال یادگیری نواختن گیتار هستم .
  • من گوشی iphone 4 را که عاشقش بودم بدست آوردم....متشکرم .

 

دختر 15 ساله از آتن

لینک داستان :http://thesecret.tv/stories/stories-read.html?id=15101

 

شادی : این یکی از الهام بخش ترین داستان هایی بوده که خوندم!!!!

 

 

 

 

[ ۱۳٩٢/٤/۱٤ ] [ ۱:٤۸ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

توسط: الی از ایران

سلام دوستان! من هم مثل بقیه  می خواهم از راندای عزیز که زندگی ما را در جهت بهتر شدن تغییر داده تشکر کنم. ازتو خیلی متشکرم. از همه شما که  داستان های  باشکوه خودتان را به اشتراک گذاشته اید تشکر می کنم.  من هر روز آنها را می خوانم  و الهام بخش من هستند.

داستان من از زمانی شروع شد که دوست * پسرم مرا تنها گذاشت. من کاملا داغون شدم. و اوضاع زمانی بدتر شد که متوجه شدم اندکی پس از جدایی مان با دختر دیگری ملاقات می کند. من نمی دانستم جز گریه کردن و افسرده بودن چه کار دیگری انجام دهم.

در این زمان  "راز" به زندگی من وارد شد. من کتاب راز را تصادفی در کتاب فروشی  دیدم و آن را خریدم.  بعد از خواندن کتاب فهمیدم که تمام آن اتفاقات را من بدون اطلاع به  زندگی خودم جذب کرده بودم. به یاد آوردم که واقعا از این که او مرا رها کند  و با دختری بلوند رابطه برقرار کند می ترسیدم و این دقیقا همان چیزی بود که اتفاق افتاد!  او با یک دختر بلوند ملاقات می کرد!!

بنابراین تصمیم گرفتم همه چیز را تغییر دهم. بر خلاف بقیه ، من نمی خواستم که او را به زندگی ام برگردانم چرا که تمام  تفکرات من باعث شده بود به این نتیجه برسم که او جفت روحی من نیست.

من یک لیست برای جفت روحی ام درست کردم. اکنون من دیگر می دانستم که چه  مشخصاتی در یک مرد می خواهم . بنابراین لیستی حاوی 200 ویژگی مرد ایده آلم را تهیه کردم. من تصویری از خودم و یک مرد طراحی کردم، او را تجسم کردم، یک تابلوی تجسم درست کردم و هر چه که راز گقته بود انجام دادم. من حتی یک تاریخ برای ملاقاتمان تعیین کردم اما آن روز فرا رسید و هیچ اتفاقی نیفتاد!!

من عصبی و افسرده شدم اما بعد اوضاع را به حال خودش رها کردم. این دقیقا کاری بود  که من از ابتدا باید انجام می دادم  اما نمی دانستم.

بعد از 2 ماه بهترین دوست من می خواست به یک مصاحبه شغلی برود بنابراین از من خواست تا همراه او بروم. اگرچه من بی میل بودم اما به هر حال قبول کردم. اوه!...

او آنجا بود! جفت روحی من!   او قرار بود رییس دوست من باشد. او در اولین نگاه عاشق من شد! می توانید باور کنید؟ ما الان با هم هستیم و قصد داریم که به زودی ازدواج کنیم. لبخند

می توانم بگویم که او 190 ویژگی از 200 ویژگی را که در لیستم نوشته بودم را داراست!

می توانم اطمینان دهم که این راز کاملا واقعی است. شما فقط احتیاج دارید که عجله نداشته باشید و صبر داشته باشید. من همچنین  می دانم که هم اکنون در مسیر جذب پول فراوان هستم. آیا فکر می کنید می توانم؟ من که امید زیادی دارم لبخند

برایتان شادی و عشق آرزومندم.

درباره من:

یک دختر 22 ساله با رویاهای فراوان

لینک:

http://thesecret.tv/stories/stories-read.html?id=21159

 

[ ۱۳٩٢/٤/۱۳ ] [ ٥:٥٤ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

شما قوی ترین آهنربا در تمام کائنات هستید. بنابراین هر احساسی که امروز شما در درون خود دارید ، مقدار بیشتری از همان ها را به زندگی آینده خود جذب می کنید:

احساس نگرانی، نگرانی بیشتری را جذب می کند

اضطراب، اضطراب بیشتری را جذب می کنذ

شاد نبودن، غمگینی بیشتری را جذب می کند

نارضایتی، نارضایتی بیشتری را جذب می کند

و ... لبخند

لذت، لذت بیشتری را جذب می کند

شادی، شادی بیشتری را جذب می کند لبخند

آرامش، آرامش بیشتری را جذب می کند

شکرگزاری، موارد قابل شکرگزاری بیشتری را جذب می کند

مهربانی، مهربانی بیشتری را جذب می کند

احساس عشق، عشق بیشتری را جذب می کند

احساس ثروتمندی، ثروت بیشتری را جذب می کند

پس این یک کار درونی است. شما برای این که جهان پیرامون خودتان را تغییر بدهید، تمام کاری که لازم است انجام بدهید این است که احساس درونی خودتون رو تغییر بدید.روش آسونیه مگه نه؟

همین حالا لذت رو احساس کنید...

 

[ ۱۳٩٢/٤/۱٢ ] [ ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

من قبلا هم داستانی در مورد رویدادهایی که در اثر استفاده آگاهانه از قانون جذب برایم اتفاق افتاده بود، در سایت راز ثبت کرده بودم.

من در یک جدایی سخت و مشکل به سر میبردم و از اقدام به هر گونه تلاشی برای این که دوباره رابطه مون دوباره از سر بگیره ناامید بودم.

من شروع به استفاده از قاون جذب کردم و دیدگاه خودم رو از حالت منفی و ناامیدی به سمت مثبت اندیشی و امید و انتظار تغییر دادم.

در طول چند روز و هفته اخیر، خیلی چیزها بین من و پارتنرم بهبود پیدا کرد تا اینکه امروز اون بهم زنگ زد و گفت که عاشق من هست و میخواد با من ازدواج کنه و باقی عمرش رو با من سپری کنه!

این " دقیقا" همون چیزی بود که من تمام این مدت امیدوار بودم وآارزو داشتم که بشنوم. من خیلی خیلی خوشحال هستم و راجع به ازدواج با کسی که عاشقش هستم و اون هم عاشق منه، هیجان زده هستم.

این بزرگترین رویای من بود و من این رویا رو به حقیقت بدل کردم.

از ته دلم میدونم که  ما تقدیرمون اینه که با هم باشیم و یک زندگی زیبا و شاد و سرشار از عشق و شفقت رو  داشته باشیم. من تا ابد بابت راز و راندا برن برای اینکه بهم کمک کرد تا رویام رو واقعیت ببخشم ، سپاسگزار خواهم بود.

برای هر کسی که این ماجرا رو میخونه عشق و ارتعاشات مثبت فراوانی نثار میکنم. خالصانه امیدوارم و دعا میکنم که تمام رویاها وآارزوهای شما به واقعیتی درخشانتر از طلوع آفتاب بدل بشه!!

راجع به من: خانم اس آر کی پی، از هندوستان

لینک :

http://www.thesecret.tv/stories/stories-read.html?id=20191

[ ۱۳٩٢/٤/۱۱ ] [ ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

تصور کنید یک ایمیل به کائنات درباره هرچه می خواهید می نویسید، زمانی که خوشحال هستید و واضح خواسته هایتان را توضیح داده اید دکمه ارسال را می زنید و ایمیلتان به کائنات ارسال می شود . باید بدانید که سرور ایمیل کائنات یک سرور اتوماتیک است و به همه ایمیل ها پاسخ می دهد. اگر نگران و مضطرب باشید که انچه را که درخواست کرده اید دریافت نمی کنید ، این کار مثل این است که شما ایمیل دیگری به کائنات می زنید که رسیدگی به خواسته تان را متوقف می کند و تعجب می کنید که چرا آن را دریافت نمی کنید . 

همیشه به یاد اشته باشید  کائنات مثل یک سرور اتوماتیک است که به همه خواسته ها پاسخ می دهد  پس با ابراز نگرانی فقط آن را از خود دور می کنید . آرام باشید و بدانید آن را دریافت خواهید کرد لبخند

[ ۱۳٩٢/٤/۱۱ ] [ ۱:۳۸ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

به مدت 6-7 ماه من و همسرم بنا به دلایلی جدا ازهم زندگی می کردیم. من کاملا شوکه و آشفته شده بودم. من تلاش می کردم که رابطه مون رو  درست کنم. اما همه چیز بر خلاف چیزی که فکر میکردم  و تلاشهای صمیمانه ای که برای بهبود رابطه مون انجام دادم، پیش رفت.

 در اون روزها برادر شوهر من کتاب " راز " رو به من داد و به من گفت که کتاب رو با صمیم قلب بخونم و تمام  فوت و فن های معجزه آسای ارائه شده در کتاب رو دنبال کنم و در مورد هر چه که میخواهم انجام بدم مطمئن و با ایمان باشم.

بعد از خوندن کتاب راز، من تمام فوت و فن های آن شامل تجسم کردن و ایمان قوی رو بکار بردم. من شروع به لذت برن از هر روز و هر لحظه زندگیم کردم و ایمان داشتم که من قبلا معشوق، شریک زندگی و همسر عزیزم رو به دست اوردم و ما داریم با شادمانی زندگی مشترک دلپذیرمون رو سپری میکنیم.

من همچنین یک تاریخ معین بر چک راز قرار دادم و هر روز تجسم کردم که همسر من قبلا به حساب من در تاریخ مذبور انتقال یافته !

جای شگفتیه که که من کم کم ذهن همسرم رو به سمت خودم معطوف کردم و امروز ما دوباره با داریم با شادمانی زندگی میکنیم.

و همه چیز همون طور که من آرزو کرده بودم اتفاق افتاد. او خیلی منو دوست داره و از من مثل یک گل مراقبت میکنه. ما هر لحظه از زندگیمون رو با هم سپری می کنیم و رابطه ای به شفافیت بلور بین ما وجود داره. من ذهن او، قلب او ، و ایمان او رو دوباره به دست آوردم.

بنابراین، تمام رویاهای من به حقیقت پیوستند. تشکر قلبی خودم رو نسبت به راندا برن و تمام تیم راز که سبب تغییر زندگی میلیونها انسان در سرتاسر جهان شدند ابراز میکنم.

از تمام کسانی که سرگذشت مرا خواندند تشکر میکنم. از هر ثانیه زندگیتان لذت ببرید. امیدوارم زندگی پر از شادی و لذتی داشته باشید.

در مورد من :

م از هند، یک خانم خانه دار 28 ساله

لینک: http://www.thesecret.tv/stories/stories-read.html?id=19593

[ ۱۳٩٢/٤/۱٠ ] [ ٦:٢٠ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

خیلی از ما انسانها زمانی درخواست سلامتی می کنیم که آن را در چنگ نداریم ، اما می توانیم در هر زمانی آن را طلب کنیم . از قدرت درونتان برای دریافت سلامتی کامل استفاده کنید و هر روز برای خود و دیگران سلامتی درخواست کنید.

شاد باشید . لبخند

[ ۱۳٩٢/٤/۸ ] [ ٢:٠٢ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

استرس، نگرانی و دل واپسی ناشی از معطوف کردن افکارتان به آینده و تصور کردن اتفاقات بد است. این تمرکز بر روی چیزهایی است که نمی خواهید. زمانی که متوجه شوید که ذهن شما به یک آینده منفی معطوف گردیده است، فقط بر لحظه حال تمرکز کنید. خودتان را به لحظه حال برگردانید. چرا که در لحظه کنونی آرامش مطلق وجود دارد.

[ ۱۳٩٢/٤/۳ ] [ ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

روند خلق برای همه چیز یکسان است، چه بخواهید موردی را به زندگیتان جذب کنید یا مورد منفی را از زندگی خود دور کنید روند یکسان است .

اگر عادت بدی دارید که می خواهید آن را ترک کنید ، یا مورد منفی دیگری را از زندگیتان حذف کنید ، فقط باید روی چیزی که می خواهید تمرکز کنید ، یعنی اکنون باید خودتان را در وضعیتی مجسم کنید که از آن مورد منفی رها هستید . خودتان را شاد و رها تصور کنید . هر تصویری از خود با شرایط منفی را از ذهنتان پاک کنید ، خودتان را طوری که دوست دارید باشید تصور کنید و احساس کنید که همانگونه شده اید .لبخند

[ ۱۳٩٢/٤/۱ ] [ ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه