داستان های راز (قانون جذب )

در این وبلاگ داستان واقعی راز و موفقیت هایی که افراد با استفاده از راز یا همون قانون جذب به خواسته هاشون رسیدن از وب سایت اصلی راز (www.thesecret.tv) به صورت ترجمه شده قرار گرفته. همچنین آموزش های روزانه و هفتگی راز هم تو همین وبلاگ قرار داده می شه . امیدوارم که مطالب بتونه الهام بخش همه هم وطنای عزیزم در استفاده از قانون جذب باشه .

از دوبی!

می خوام مطلبم رو با تشکر از راندا برن و تیمش شروع کنم. متشکرم ...متشکرم...متشکرم

داستان من از اینجا شروع میشه که مردی تو زندگیم بود که هر روز با هم بودیم و تمام جزئیات زندگیمونو با هم به اشتراک می گذاشتیم. این مرد واقعا به من علاقه داشت ولی من اونو به عنوان شریک زندگیم نمی دیدم. تا اینکه یک روز از من تقاضا کرد برای همیشه با اون باشم و من جواب رد بهش دادم . اما همینکه این مرد ازم دور شد متوجه شدم اون تنها کسی بوده که من می خوام باهاش باشم... تلاش می کردم دوباره باهاش ارتباط برقرار کنم . بهش زنگ می زدم...پیام می فرستادم و ایمیل می زدم ولی هر بار خیلی بی ادبانه جوابمو می داد.

 

ناامید شده بودم تا اینکه یک روز که داشتم تو اینترنت جستجو می کردم چه جوری فرد مورد علاقمو برگردونم با سایت راز آشنا شدم. من داستان هایی رو درباره روابط و الهامات نوشته شده بود رو خوندم و نوری از امید در من ایجاد شد. البته من فیلم راز رو چند وقت پیش به اصرار همون مرد دیدم ولی اصلا ازش استفاده نکرده بودم و راهنماییهاش رو دنبال نکرده بودم.

من خودمو متقاعد کردم که حتما دستورات راز رو اجرا کنم. شکرگزاری عادتم شده بود و مدام خودم و فرد مورد علاقمو دست تو دست می دیدم....و تصور می کردم لحظات خوبی با هم داریم و حتی تصور می کردم داریم با تلفن با هم حرف می زنیم.

من یه آلبوم شکرگزاری درست کرده بودم و تاریخی که می خواستم اون به من زنگ بزنه و حتی چی می خوام بگه رو توی اون آلبوم نوشته بودم. اصلا اجازه نمی دادم افکار منفی به ذهنم بیان حتی آلبوم آرزوها هم درست کرده و عکس هایی از اینکه با هم هستیم قرار داده بودم. فقط به نتیجه فکر می کردم که با هم بودنمون بود.

این جوری رفتار کردن سخت بود ولی من مدام داستان های راز رو  می خوندم و اصلا ایمانمو به کائنات و خدا از دست نمی دادم . اصلا فکر نمی کردم چطور قراره اتفاق بیفته چون اون بخش به من مربوط نمی شد. من فقط باید به نتیجه فکر می کردم.

 

و معجزه اتفاق افتاد...

بعد از دو ماه استفاده مرتب از راز اون به من زنگ زد و حرفایی رو که می خواستم بشنوم بهم زد. و می دونم تعجب نمی کنید اگه بگم خیلی نزدیک به تاریخی که مشخص کرده بودم این اتفاق افتاد و این معجزه قانون جذبه!!! تعجبتعجبقلب

 

می خوام بگم هیچ وقت ایمانتونو از دست ندید و بدونید که راز یک جادو هست که شما رو به شادی می رسونه...به خودم قول داده بودم هر وقت فرد مورد علاقم برگشت داستانمو بنویسم و حالا اونو برای شما می فرستم و امیدوارم امید بخش شما تو رسیدن به خواسته هاتون بشه. لبخند

[ ۱۳٩۳/٤/٢۱ ] [ ٧:٢٦ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

این شعر زیبای مجتبی کاشانی رو امروز استادم تو آخرین جلسه خوندن...خیلی قشنگ بود...دوست داشتم برا دوستامم بزارم ...لبخند 

 

هیچ‌کس جز تو نخواهد آمد

هیچ‌کس بر در این خانه نخواهد کوبید

شعله روشن این خانه تو باید باشی

هیچ‌کس چون تو نخواهد تابید

چشمه جاری این دشت تو باید باشی

هیچ‌کس چون تو نخواهد جوشید

سرو آزاده این باغ تو باید باشی

هیچ‌کس چون تو نخواهد رویید

باز کن پنجره صبح آمده است

در این خانه رخوت بگشای

باز هم منتظری؟

هیچ‌کس بر در این خانه نخواهد کوبید

و نمی گوید برخیز

که صبح است، بهار آمده است

خانه خلوت‌تر از آن است که می‌پنداری

سایه سنگین‌تر از آن است که می‌پنداری

داغ، غمگین‌تر از آن است که می‌پنداری

باغ، غمگین‌تر از آن است که می‌پنداری

ریشه‌ها می‌گویند

ما تواناتر از آنیم که می‌پنداری

هیچ‌کس جز تو نخواهد آمد

هیچ بذری بی تو

روی این خاک نخواهد پاشید

خرمنی کوت نخواهد گردید

هر کجا چرخی بی‌چرخش تو

هر کجا چرخی  بی چالش و بی‌خواهش تو

بی‌تواناییِ اندیشه و عزم تو نخواهد چرخید

اسب اندیشه خود را زین کن

 تک‌سوار سحر جاده تو باید باشی

و خدا می‌داند

که خدا می‌خواهد تو «خودآ»یی باشی

بر پهنه خاک

نازنین

داس بی‌دسته ما

سال‌ها خوشه نارسته بذری را بر می‌چیند

که به دست پدران ما بر خاک نریخت

کودکان فردا

خرمن کشته امروز تو را می‌جویند

خواب و خاموشی امروز تو را

در حضور تاریخ، در نگاه فردا

هیچ‌کس بر تو نخواهد بخشید

باز هم منتظری؟

هیچ‌کس بر در این خانه نخواهد کوبید

و نمی‌گوید برخیز

که صبح است، بهار آمده است

تو بهاری آری

خویش را باور کن   
 
 
 
 
 
 
 

[ ۱۳٩۳/٢/۳٠ ] [ ٩:٢٥ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

سلااااااااام....من اومدم قلب

این داستانو یکی از دوستان تو قسمت نظرات گذاشته بودن...گفتم شیر کنم همه دوستان ببیننلبخند

با سلام خدمت دوستان عزیز من یه تجربه خیلی باحال از راز دارم و دوست دارم شما هم از تجربه من لذت ببرید . 5 سال قبل من سرباز یکی از پادگانهای آموزشی شیراز بودم و به سربازها جدید , آموزش نظامی میدادیم . اواسط خدمت با یه سرباز آموزشی که ساکن کیش بود برخوردم و برام جالب بود که یه سرباز کیشی دارم . توی پادگان یه باغ بزرگ اناری داشتیم و من عادت داشتم بعضی شبا تنهایی توی باغ قدم بزنم و اونشب خاص , رفتم توی باغ اناری و با تمام حس هام رفتم تو فکر ... و با خودم میگفتم خدایا میشه منم تو کیش باشم خونه داشته باشم و ماشینهای مدل بالا سوار شم و کنار دریا تفریح کنم و .... راستی من تا اون زمان فقط اسم و آوازه کیش رو شنیده بودم اصلا نرفته بودم کیش ... خلاصه اونشب حدود یک ساعت خودمو تو کیش میدیدم و خونه داشتم و با ماشینم باکلاسم کنار دریا لذت میبردم انگار همش واقعی بود ... من خدمتم تموم شد و سه ماه بعدش یکی از دوستام زنگ زد و گفت میای کیش کار کنی ؟ منم با سر رفتم ولی اصلا یادم نبود که یه روزی آرزوشو داشتم حالا حدس بزنید بعد از 5 سال به کجا رسیدم ؟ بله ماشین اف جی کروزرم رو دارم و یه آپارتمان شیک کنار دریا دارم و یک کار بسیار عالی لبخند

با تشکر از ح.م

[ ۱۳٩۳/٢/٢۸ ] [ ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

سلام دوستای گلم....دانشگاهم شروع شده و فرصت نمی کنم بیام...امروز اومدم دیدم بعد مدت ها وبلاگ بازدید حیفم اومد آپ نکنم...لبخند

 

 

فقط و فقط روی خودتون و افکارتون تمرکز کنید اگه در هماهنگی کامل با کائنات باشید هیچ چیز نمی تونه مانع رسیدن به خواسته هاتون باشه ولی اگه فکر کنید کسی مانع رسیدن به خواسته هاتون می شه روی فرکانس منفی قرار دارین . روی ایجاد و خلق چیزهایی که می خواین تمرکز کنید و بدونید که مرکز همه اعمال الهی و بزرگ خودتون هستین و کائنات هم شریکتون هست . و هیچ چیز نمی تونه بین شما و خلق خواستتون قرار بگیره !!!

شاد باشیدقلب

[ ۱۳٩٢/۸/٢٩ ] [ ۸:۳٢ ‎ب.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

 

5:روشنی تصاویر تلقینی

 

مقایسه بسیار ساده زیر به شما کمک خواهد کرد تا قواعد 2 و 3 که مهم ترین موارد در این 6 قانون هستن بهتر درک کنید یک دستگاه نمایش فیلم را در برابر یک پرده ای نمایش روشن میکنیم و یک اسلایت در آن قرار میدهیم تصویر روی پرده می افتد اما در صورتی جزئیات آن  کامل مشخص و واضح خواهد بود که 2 نکته را رعایت کرده باشیم .

الف:محیط پیرامون پرده کاملان تاریک باشد. 

 

ب:نور دستگاه نیز برای روشن کردن فیلم به اندازه کافی باشد .

اگر فیلم خراب باشد حتی قوی ترین لامپ ها نیز نمیتوتنند تصویری واضح ارئه کنند متقابلا در صورتی که فیلم کاملان مناسب ولی شعاع های نوری ضعیف و دارای نوسان باشد تصویر مناسبی نیز نخواهیم داشت .

در تاثیر تاثیر روانی از راه دور جوشش وتمایل درونی نوری است که در دستگاه ایجاد میشود و تاثیر روانی همان اسلاید است بنابراین بهتر است در تشکیل تصاویری که مایلیم به شخص مورد نظر منتقل بسازیم دقت زیادی به کار ببریم به خصوص در صورتی که بخواهیم این تصاویر از میان سایر افکار معمولی شخص مورد نظر به صورت تلقینی غالب به وی تحمیل شود .  

 

اما در صورت مجسم نکردن یک تصویر بسیار دقیق از مراحل متوالی یک تغییر فکری تنها ترکیبات کم و بیش نامتعالی به دست خواهد امد که کاملا رضایت بخش نیست و اگر این کار در رابطه با یک تلقین عمل انجام شده باشد تحریکات عمدی به نحو موثری دنبال نخواهد شد.

 

6 قدرت انتشار:

 

از سوی دیگر  حتی اگر ارائه افکار بطور دقیقی انجام شود تنها طرحی گنگ اثرات در ذهن شخص مورد تلقین ایجاد خواهد شد برای به دست اوردن یک انتشار قوی باید میل غیر قابل مقاومت یا یک ارده یا یک هیجان شدید یا یک میل مفرد نیز همراه با آن باشد وحتی میتوان گفت که یک تمایل خالص و ساده اگر شدید و دقیق باشد بهتر از تمرکز فکری صرف تاثیر میگذارد.

 

من برای اولین بار حدود 15سال پیش این مسئله را در ازمایشگاه شناخته شده ای دریافتم این ازمایش شامل وادار کردن فردی برای به عقب برگشتن از طریق ثابت کردن نگاه بر روی گردن او و اجرای دستور روانی بود مانند همه انهای که این تجربه را انجام دادن من نیز در طول سالیان متوالی بارها و بارها نگاه و توجه ام را 10 تا 15 دقیقه بدون دست یابی به هیچ گونه نتیجه ای برای ین کار متمرکز کرده ام اما شبی در سالن یک سینما در فاصله انتراک به گردن و شانه های یک تماشاچی خیره شدم که چهره اش کنجکاوی شدیدی بر انگیخته بود در مدتی که من خطوط صورت او را در تخیلات خویش تجسم میکردم ناگهان شخص مورد نظر با یک حرکت اشکار عکس العمل نشان داد در نقطه ای که من به آن خیره شده بودم لرزشی ایجاد شد دست وی که به نظر میامد که میخواهد چیزی را که با پوست تماس ایجاد کرده بگیرد بالا امد و سپس سر وی به عقب چرخید نگاه گزنده اش به من نشان میداد که علت ناراحتی اش را درک کرده است این مسئله ظاهرا نا مفهوم تمام موضوعاتی را که در ازمایش های قبلی ذکر شدن در بر میگیرد قدرت انتشار تاثیر روانی از راه دور با میل و علاقه که برای انجام آن وجود دارد نه تنها در ارتباط است بلکه این میل و علاقه شرط اصلی تاثیر آنها است 

به هیجان امدن مرکز احساسات با مراکز مغز ارتباط پیدا میکند در نتیجه این قسمت نیز فعال شده و نوسانات خود را به شدت ساطع میکند .

 

 تفاوتی نمیکند که منظور یک ارتباط روانی به یک همکار باشد یا اینکه بخواهیم یک فرد را تحت تلقین قرار داده یا در فاصله دور در فردی خواب مصنوعی ایجاد کنیم یا روی ترکیبات فکری فرد ثالثی تاثیر بگذاریم به هر حال دو شرط تجسم دقیق نتیجه مورد نظر و میل و علاقه برای به دست اوردن آن از سایر قوانین مهم تر است.

                                                                                               ادامه دارد...

[ ۱۳٩٢/٦/٩ ] [ ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ ] [ meri ]

[ نظرات () ]

 

1:توافق روحی 

حدود یک قرن پیش وقتی که فرضیه های مربوط به تلفن بی سیم ارائه شد برای همگان بی معنا به نظر میرسید در حالی که امروزه میتوان با استفاده از یک گیرنده رادیوی در محلی بسته و از ورائی دیوارهای ضخیم کنسرتی را که در محل بسیار دور اجرا میشود شنید اکنون به راحتی میپذیریم که امواج رادیوی به صورت موج منتشر میشود و به اندازه کافی قدرت نفوذ دارد تا از دیوارها عبور کند حال اگر این امواج را عطری یا اسیری بنامیم و یا به هر شکل دیگر توجیه کنیم  هر چه هست این امواج وسیله نقلیه ی محسوب میشود که همه جا را در گرفته اند و صدای خارج شده از دیوار ها نیز وجود انها را مورد تایید قرار میدهد احتمالا به شکل مشابهی اگر نگویم یکسان روزی فرا خواهد رسید برای پدیده های تاثیر روانی از راه دور توجیه قابل قبولی ارئه شود توجیهی که نظریه های ارائه شده توسط مکتب های علوم  خفیه را تایید خواهد کرد در واقعه اینگونه به نظر میرسد که روان ما در اقیانوس نامرئی و بی انتها شناور بوده در حال ارتباط با روان افرادی است که انها نیز در این اقیانوس شناورن امروزه یک کودک میتواند با چرخاندن پیچ های یک دستگاه ترانزیستور به راحتی آن را بر روی یک طول موج خاصی تنظیم کند به این ترتیب او دستگاه را با نوسان ایستگاه مورد نظرش هماهنگ میکند و در نتیجه خواهد توانست کلیه امواج آن را دریافت کند اغلب رویداد مشابهی بین دو فرد نزدیک بهم که محبت و دوستیشان انها را از لحاظ دوستی به یک دیگر مرتبط میسازد اتفاق بیوفتد در این گونه افراد افکار هریک از انها با ایجاد ارتباط از طریق تفکراتی که سعی در به وجود اوردن نتایج مشابه در طرف دیگر دارد مغز وی را تحت تاثیر قرار میدهد این پدیده گاهی اوقات با چنان دقت و نیروی و سرعتی  روی میدهد که که افکار یکی از این دو به صورت کامل در همان زمانی که فرد فکر میکند در روان دیگری منعکس میشود با مطالعه هزاران ازمایشی که در طول 50 سال اخیر انجام شده است به راحتی در میابیم که انواع ارتباطات روانی از راه دور بین افراد نزدیک بهم انجام گرفته است.

2:ارتباط روحی و گیرندگی غیر ارادی

اکنون فرض کنید میخواهیم روی فردی که با ما هماهنگی نداشته بلکه نسبت به ما بی اعتنا و یا غیر هماهنگ است تاثیر بگذاریم در این حالت به خاطر فقدان گیرندگی فوری که ایجاد ارتباط فکری را به وجود میاورد شخص تاثیر گذارنده باید اهنگی از حرکات روانی ایجاد کند که قدرت ان بیشتر از نیروی اهنگ روانی شخص مورد نظر باشد این اهنگ فکری قوی تر به تدریج حرکت فکری مورد نیاز را در ان فرد ایجاد خواهد کرد و روند حرکت خود را به او تحمیل خواهد نمود بنابراین انتقال فکر باید همراه با یک پافشاری خاص و مدت طولانی انجام بگیرد به همین دلیل برای انکه کسی شخص دیگری را در مسائل مورد نظر تحت تاثیر قرار دهد یک جلسه به ندرت کافی است بنابراین باید در تمام موارد باید این کار به صورت روزانه در یک دوره کم و بیش طولانی تکرار شود بلاخره شاید نیازی به بیان این مطلب نباشد که اگر او بخواهد در زمینیه روانی شخص تاثیر بگذارد که با موضوع مورد تلقین هماهنگی کافی وجود نداشته باشد این کار به تدریج و در سایه تلاشهای شدیدی که دائما باید تجدید شود انجام خواهد شد گفته میشود که در هند برخی از استادان یوگا قادرن در عرض جند دقیقه این ارتباط را با یک یا چندین نفر برقرار کنند این گونه افراد ظاهرا بدون اینکه تلاش شدیدی انجام دهند موفق میشوند که جمعی از مردم را در یک لحظه دچار توهم سازند در این حالت فرد مورد تلقین تصور میکند شاهد واقعی وحشتناک است در حالی که در حقیقت هیچ اتفاقی نمیوفتد و این صحنه برای هریک از تماشاگران تکرار میشود اما ایا اب و هوای شهر است که امکان این نوع پدیده ها را فراهم میسازد؟ایا جوکی ها از اختیار روانی که نسل بعد از نسل در پی تمرینات بی وقفه به دست امده برخوردارن؟ایا بر اثر تکرار همان تمریات است که انها مهارت خاصی به دست میاورند؟متاسفانه من در این مورد اطلاعی ندارم ولی در غرب در زمینه های ارتباطات روانی تاکنون کسی چنین اثر روانی سریعی را تجربه نکرده است 

3:اشباه کردن به صورت تجریجی

هنگامی که میخواهید بر شخصی تاثیر بگذارید موضوعی که اتفاق می افتد احتمالا از این قرار است اولین گروه امواج به شخص مورد نظر رسیده وبه صورت نامحسوسی رو عناصرفکر او که شخص فرستنده سعی در تعویض انها با موارد مورد نظر خودش دارد تاثیر میگذارد پس از اشباه شدن ذهن شخص بر اثر این امواج اثرات مداوم و پی در پی 20 یا 30یا 100 انتشار جدید دیگر بر ان  افزوده میشود به این ترتیب عنصر تلقین  شده با احتمال به تفکرات فردی شخص وسپس با ایجاد تاثیر در اعماق در ضمیر ناخوداگاهه افکار مختلفی را که تا آن هنگام با فعالیت آن شخص بیگانه بوده است ابتدا به صورت نامفهموم و پس از ان به شکل واضح ایجاد میکند ان افکار که دائما به صورت ضربات منقطع پرتاب شده از طریق فرستنده رشد میکند به تدریج متحول شده و هر روز شباهت و تطابق دقیق تری با موضوع نهای مورد تلقین پیدا میکند به طور خلاصه تاثیر روانی پس از مراحل تماس در برگرفتن و سپس اشباه کردن هر چه بیشتر روان بلاخره به غالب شدن بر آن منتهی میشود 

4:اصول تاثیر روانی از راه دور 

اصل 1:برای انتشار موضوعی که میخواهیم آن را تلقین کنیم باید به صورت تصویر نه تنها به شکل گفتار اقدام کنیم بنابراین انچه را که میخواهیم انجام گیرد باید به صورت تصویر مجسم کنیم. 

اصل 2:تلقین از مرحله اغاز تاثیر تا مرحله توجه کامل بستگی زیادی به میزان دقت و وضوح تصاویر ارسال شده دارد.

اصل 3:قدرت یک شخص برای انجام تاثیر روانی از راه دور یا نزدیک  با میزان تمایل شخص فرستده برای تحقق موضوع مورد تلقین یا به عبارت دیگر میل شخص به تاثیر گذاشتن روی فرد مورد نظر در ارتباط است.

اصل 4:یک جلسه روزانه تلقین با مدت معین دارائی تاثیری بیشتر از 2 جلسه با نصف مدت قبلی است.

اصل 5 :هر انتشار صحیح کم و بیش به نحو محسوسی ترکیبات فکری شخص مورد نظر را به صورتی تغییر میدهد که با منظور شخص فرستنده مطابقت پیدا میکند .

اصل 6:تغییرات ایجاد شده در شخص مورد نظر به تدریج با استمرار انتشارهای فکری انجام میگیرد .

 

                                                                          ادامه دارد....

[ ۱۳٩٢/٦/۸ ] [ ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ ] [ meri ]

[ نظرات () ]

سلام دوستای گلم...من اومدم بعد از غیبت صغری لبخند

دلم واسه همتون تنگ شده....از همکار عزیزم که آپ می کرد و این مطالب زیبارو گذاشته تشکر ویژه دارم  قلب مرسی مری جون قلب وی لاو یو قلب

اومودم یه داستان خیلییییییییییی قشنگ براتون بزارم ....منظور از قشنگ الهام بخشه و نکته دار چشمک

 

من که خیلی دوسش دارم....امیدوارم شمام خوشتون بیاد و این مدلی زندگی کنید.

لبخند

 

 

*********

 

 

نوشته شده توسط دختری کوچک با رویاهای بزرگ از استرالیا

 

من یه دختر کوچیکی بودم با آرزوهای بزرگ و تجربه های ماجراجویانه و شگفت انگیز !

می دونستم که زندگی باید خاص و زیبا باشه و همینطور هم بود ولی بزرگ شدن در خانواده ای با مشکلات زیاد مثل اعتیاد و سو استفاده های فیزیکی و ... باعث شد  رویاهامو از دست بدم و احساس کردم زندگی هیچ لذتی نداره .

 از 15 سالگی تا 28 سالگی افسرده بودم و حتی یک بار اقدام به خودکشی هم کردم .

هر کس ازم می برسید چرا افسردم....همه می گفتن من جوان و زیبام و هنوز خیلی چیزای خوبی رو می تونم تجربه کنم ....خوب خودمم اینجوری فکر می کردم ولی اتفاقاتی که واسم افتاده بود باعث می شد نتونم زندگیمو تغییر بدم .

 

زندگی من 6 سال پیش وقتی به وطنم برگشتم و عاشق همبازی بچگیهام شدم عوض شد ! اون تمام خصوصیاتی که من دوست داشتم یه مرد داشته باشه رو داشت....خوشتیپ، باهوش، قوی ، دوست داشتنی، مهربون، وفادار و خلاق.چشمک زندگی برای من دوباره زیبا شد من می دونستم که می تونم اونو وارد زندگیم کنم جون حس می کردم اون تنها کسی هست که دوست دارم باهاش ازدواج کنم .

 

خلاصه می خوام بگم چطور راز زندگیمو تغییر داد ...به خاطر گذشتم من این مرد شگفت انگیز رو از خودم دور کردم اگرچه خیلی عاشقش بودم و می دونستم که اون همون کسی هست که می خوام .

من کم کم شک کردم که آیا واقعا لایقش هستم یا نه و همش ترس از دست دادن داشتم و مخصوصا ترس اینکه اون با یکی دیگه باشه و سرانجام این اتفاق افتاد !

 خیلی پریشون شده بودم و تمرکزم همش رو چیزای بد بود تا اینکه وضعیت به قدری بد شد که حتی حاضر نبود باهام صحبت کنه !

 

رفتار اون باعث شده بود من اعتمادم رو به مردها از دست بدم....با اینکه همه چیز بین ما بد پیش می رفت من ته دلم می دونستم که اون همون شخصیه که می خوام باهاش باشم و هیچ کس دیگه ای نمی تونه جای اونو برام بگیره ! حتی قبل از دونستن راز فکر می کردم اگه ایمان کامل داشته باشم حداقل می تونم باهاش دوست باشم و برای این دعا می کردم .

بارها در این 5 سال من اونو به خودم نزدیک می کردم و دوباره با افکارم باعث می شدم عقب بکشه ! می دونستم که دوستم داره ولی افکار من فقط حول دوست بودن متمرکز بود و فکر می کردم بهتر از اینکه اصلا اونو تو زندگیم نداشته باشم چون یه رابطه جدی با دختر دیگه ای شروع کرده بود .

همچنان این فکر رو که من عاشقشم و اونم عاشق منه تو ذهنم داشتم . تا اینکه یک ونیم سال پیش همه چیزتغییر کرد. من راز و کتابای دیگه ای رو خونده بودم ولی چون درست اجرا نمی کردم نتایج درهم بر هم می گرفتم . تا اینکه شنیدم نامزد کرده و دیواری بین من و اون کشیده شد و رابطم با دوستان و خانواده بهم ریخت و شغلم رو از دست دادم .

این بار که راز رو خوندم تصمیم گرفتم در اون غرق بشم . فهمیدم که باید با اون غذا بخورم( داشتم ترجمه می کردم بخورمش  !!!)، با اون نفس بکشم و باهاش بخوابم  تا اینکه کاملا جزئی از وجود من شد و تمام افکارم مثبت شد.

در عرض دو ماه زندگی من به قدری تغییر کرد که خودمم نمی تونستم زندگیمو بشناسم!!!

 

من تو این دو ماه یک ماشین با برند عالی که فقط می تونستم تو رویا ببینمش جذب کردم، یک تجارت  که داره تبدیل به تجارت مالتی میلیونری میشه و یک خونه ی زیبا در فرانسه و میلیونها دلار پول که از بخت آزمایی برنده شدم رو جذب کردم قلب

و از همه مهمترعشق من برگشت و ازم تقاضای ازدواج کرده! و الان داریم برنامه ریزی می کنیم که با هم به فرانسه بریم و اونجا زندگیمونو شروع کنیم .مژه

زندگی دوباره زیبا شده و اگه من دختری که به قول " مایکل بک ویس " هیچ چیز نداشت تونسته اینها رو جذب کنه شما هم می تونید.

متعهد شید که با راز زندگی کنید و اون موقع دنیای شما مثل رویا میشه.

من خیلی چیزای دیگه با راز جذب کردم....لباسای مورد علاقم....جای پارک  و وزن ایده آلم.

بزارید داستانم رو با یه جمله که وقتی شک می کردم بهم امید می داد تموم کنم " خدا همه چیزو تحت کنترل شما قرار داده و هیچ چیزی خارج از کنترل شما نیست ولی ما نمی تونیم اونارو تحت قدرت خودمون ببینیم." از کتاب مقدس

 ایمان داشته باشید و بهش برسید....خیلی ساده س.چشمکلبخند

 

 

 

لینک داستان :http://thesecret.tv/stories/stories-read.html?id=7131

 

 

 

 

[ ۱۳٩٢/٥/٢٧ ] [ ٢:۱٩ ‎ق.ظ ] [ شادی ]

[ نظرات () ]

سلام بچه ها به کلینک پوست و مو زیبای meri خوش امدیدنیشخند

 

امروز میخوام در مورد  مو عبارت تاکیدی بزارم ولی همرا با عبارت تاکیدی خب باید کارای دیگه هم کرد از همه مهم تر وانمود کردنه یعنی صبح که میری جلوی اینه مو های که دلت میخواد و داشته باشی و ببین از خدا بابت موهای قشنگت شکرگزاری کن این نمیشه که عبارت تاکیدی بگی ولی باز میری جلوی اینه بگی اه این چه موهای که من دارم تو باید عبارت تاکیدی و با شادمانی و ایمان کامل بگی طوری که انگار اون موها رو داری شادی رسیدن به اون مو هارو احساس کن خوشحال باش شاد باش برای مو های قشگت شکرگزار باش تجسم کن که همه دورت جمع شدن و دارن از مو های قشنگت تعریف میکنن  تجسم کن موهای دلخواه تو  اگه نمیتونی تجسم کنی عکس موی که دوست داری و ببین و شکرگزاری کن که اون موها برای خودته اگه تو خیابون یا تو مهمونی هر جا کسی رو دیدی که موهاش خیلی قشنگه خوشحال باش و شکرگزاری کن که توام اون موهارو داری و موهای اون طرف و تحسین کن و بهشون عشق بده هیچ وقت حسادت نکن لبخند برای موهات گل سرای خوشکل بخر به موهات احترام بزار ازشون شکایت نکن به قول مستانه جون تو نور سفید ببین موهاتو و بهشون عشق بده و  2 روز اینکارو نکن بعد بگو این کار جواب نمیده و بعد ناامید شی نه پشتکار داشته باش ناامید نشوووووووووووووووووووو  تا نتیجه شو ببینی قلب

عبارت تاکیدی برای مو:

خدایا شکرت بابت اینکه همه زیبای موهای مرا تحسین میکنن

من موهای سلامت.زیبا و  تحسین برانگیزی دارم .

 

[ ۱۳٩٢/٥/٢٤ ] [ ۳:۳٢ ‎ب.ظ ] [ meri ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه